تبليغاتX
ولايت
 
 

تاکید رهبر معظم انقلاب بر همبستگی مردم با قوای سه گانه به‌ویژه قوه مجریه رهبر انقلاب اسلامی زمینه تأکید کردند: ملتی که دهه 60 را با آن دشواریها و کمبودها تحمل کرده است، امروز در پرتو پیشرفتهای عظیم، به آینده خود امید و اعتماد بیشتری دارد و به همین علت در مقابله با توطئه گران می‌ایستد.

به گزارش همت آنلاین به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، رهبر معظم انقلاب اسلامی پس از استقبال با شکوه مردمی و زیارت حضرت معصومه (س) در اجتماع عظیم مردم در میدان آستانه شهر قم حضور یافته و به ابراز احساسات گرم و صمیمانه آنان پاسخ گفتند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای در این دیدار، قم را شهر «علم و جهاد و بصیرت» خواندند و با اشاره به شکل گیری این شهر براساس حرکت جهادی توأم با بصیرت افزودند: قم همچنانکه در طول تاریخ خود، پایگاه عظیم معارف اهل بیت علیهم السلام بوده است در دوران معاصر هم، به عنوان سرچشمه برترین معارف اسلامی و الهی، شرق و غرب دنیای اسلامی را از برکات «مجاهدت و بصیرت» علمای بزرگ خود بهره‌مند کرده است.

ایشان با یادآوری نقش حقیقتاً ماندگار مردم قم در مقطع حساس تاریخ معاصر ایران یعنی عاشورای سال 42 و قیام 15 خرداد افزودند: قمی‌ها در آن مقطع مهم، با حمایت امام خمینی، نهضت روحانیت را در جامعه جاری کردند همچنانکه در سال 56 نیز با بصیرت و هوشیاری، عمق توطئه پیچیده رژیم ستمشاهی را در اهانت به امام بزرگوار درک کردند و با نثار خون جوانان خود، پیشتاز گسترش نهضت اسلامی شدند و این شهر را به خاستگاه انقلاب بزرگ اسلامی تبدیل کردند.

رهبر انقلاب اسلامی، مردم قم را مردمی با اخلاص، صادق، پرصفا و برخوردار از بصیرتی مثال زدنی دانستند و افزودند: اگر بیداری مردم قم نبود طرحهای خطرناک دشمنان برای این شهر مهم، ناکام نمی ماند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای شهر مقدس قم را در پرتو بیداری مردم و وجود حوزه پربرکت علمیه این شهر، پایگاه بصیرت و جهاد نامیدند و خاطرنشان کردند: مردم قم قدر حوزه و روحانیت را می دانند و در تمامی 32 سال اخیر، حضور پربرکت خود را در میدانهای دفاع از اسلام و انقلاب نشان داده‌اند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به حضور مراجع بزرگ و پربصیرت حوزه علمیه قم از زمان مرحوم آیت الله حائری تا دوران مرحوم آیت الله بروجردی و نیز مراجع بزرگ دوران اخیر از جمله آیات عظام گلپایگانی – اراکی، مرعشی و بهجت افزودند: امروز هم بحمدالله مراجع بزرگ و فضلای برجسته‌ای در حوزه علمیه قم وجود دارند که این حوزه را مایه برکت و مظهر مجاهدت ساخته‌اند.

ایشان، شکل گیری انقلاب اسلامی از مذهبی‌ترین شهر کشور یعنی قم و نیز رهبری امام خمینی (ره) به عنوان یک فقیه و عالم عظیم الشأن را اثبات دینی بودن ماهیت و ذات انقلاب ملت ایران دانستند و افزودند: دشمنان انقلاب نیز با درک تأثیر دینی بودن انقلاب ایران، همه تلاش خود را برای ضربه زدن به این ماهیت سعادت بخش به کار گرفته اند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای ضربه زدن به «دین» و «وفاداری مردم» را دو هدف اصلی زورگویان جهانی دانستند و خاطرنشان کردند: اگر عنصر دین نبود، ممکن بود مسئولان انقلاب با گرفتن برخی امتیازات، در مقابل دشمن کوتاه بیایند اما دین اسلام اجازه تسلیم در برابر ظالم را نمی دهد و عدالت و آزادی و معنویت و پیشرفت را به همراه می آورد، به همین علت، مسئولان نظام تاکنون در مقابل استکبار کوتاه نیامده اند و از این به بعد نیز، به برکت دین، به مقابله با دشمنان اسلام و انقلاب ادامه خواهند داد.

ایشان، با اشاره به توطئه های گوناگون جبهه استبداد بین الملل برای تضعیف و انکار حقایق دینی افزودند: ماجرای سلمان رشدی، برخی فیلم های ضد دینی غربی، کاریکاتورهای موهن و قرآن سوزی از جمله تلاشهای ناکام دشمنان دین اسلام است ضمن اینکه در داخل کشور هم، دنباله روهای آنان با اشاعه بی بند و باری، اباحی گری، عرفانهای کاذب و حرکات مشابه درصدد سست کردن عقاید دینی مردم به ویژه نسل جوان هستند.

حضرت آیت الله خامنه ای در همین زمینه، اتکاء و تقویت نیروهای خود، ‌افزایش روزافزون بصیرت و اطمینان به وعده های الهی را «درس بزرگ امام راحل عظیم الشأن برای ملت ایران» دانستند و خاطرنشان کردند: امام به ما آموخت که اگر مؤمنانه ایستادگی و تدبیر کنید نصرت الهی، حتماً نصیب شما خواهد بود.

رهبر انقلاب اسلامی، متزلزل کردن وفاداری مردم به نظام اسلامی را دومین هدف توطئه های دشمنان برشمردند و افزودند: علاوه بر عنصر دین، حضور و حمایت مستحکم مردم، پشتوانه ایستادگی مسئولان نظام اسلام است و دشمن نیز به همین علت، وفاداری مردم را نشانه رفته است.
حضرت آیت الله خامنه ای، شایعه پراکنی برای مأیوس کردن مردم، ایجاد بدبینی نسبت به مسئولان به ویژه رؤسای قوا، بزرگنمایی ضعفهای کشور، و نادیده گرفتن پیشرفتها و اقدامات انجام شده را از جمله روشهای مخالفان نظام اسلامی برای ضربه زدن به اعتماد و وفاداری مردم دانستند.

ایشان تأکید کردند: همچنانکه در 32 سال اخیر همه سرمایه گذاریها، طرحها و توطئه های دشمنان برای ضربه به دین و متزلزل کردن وفاداری مردم به شکست قطعی منجر شده است از این پس نیز، این گونه برنامه ریزیها و اقدامات،‌ هیچ نتیجه ای برای دشمنان ملت و نظام، به دنبال نخواهد آورد.

رهبر انقلاب اسلامی،‌ عکس العمل سرشار از بصیرت و سریع مردم در مقابل فتنه عاشورای سال گذشته را نمونه ای از ناکامیهای مستمر توطئه گران خواندند و خاطرنشان کردند: این واقعیات نشان می دهد که احساسات دینی مردم و معرفت و وفاداری آنان روز به روز عمیق تر شده است.

رهبر انقلاب اسلامی، حضور 40 میلیونی ملت در انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری را رفراندومی ملی در ابراز وفاداری و اعتماد به نظام اسلامی خواندند و افزودند: دشمن عصبانی، سعی کرد با فتنه گری، آثار آن حضور ملی را خنثی کند اما مردم در مقابل فتنه نیز ایستادند و دشمن بار دیگر ناکام شد.

حضرت آیت الله خامنه ای پایداری و هوشیاری مردم در مقابل فتنه 88 را موجب واکسینه شدن کشور و مردم در مقابل میکروبهای سیاسی و اجتماعی خواندند و تأکید کردند: فتنه پس از انتخابات، برخلاف انتظار دشمن، بصیرت ملت ایران را بیشتر کرده است.

رهبر انقلاب اسلامی در تشریح تاکتیکهای جبهه استکبار به ترویج «اسلام منهای روحانیت» اشاره کردند و افزودند: آنها تأثیر شگرف روحانیت را در حرکات مردم و بیداری ملت درک کرده اند به همین علت به دنبال ترویج اسلام منهای روحانیت هستند که باید هوشیارانه با این جهتگیری دشمنان مقابله کرد.

ایشان ترویج جدایی دین از سیاست و «اسلام منهای سیاست» را از دیگر تاکتیکهای استکبار خواندند و افزودند: نقشه راه و طرح کلی دشمن برای مقابله با نظام اسلامی، می تواند برای ما نیز یک نقشه راه ترسیم کند به گونه ای که هر مسئله ای که آماج حملات آنهاست باید مورد تأکید و تکیه ما قرار گیرد.

ایشان همچنین با اشاره به تشدید تحریمهای ایران افزودند: ملت و کشور ایران از اولین سالهای انقلاب مورد تحریم بوده اند و راه مقابله با آن را بلدند به همین علت، تحریمهای اخیر نیز که با هدف تشدید فشار برروی مردم و جدا کردن آنها از نظام اسلامی طراحی شده بود،‌ همچنانکه مسئولان و مردم می گفتند و عملاً نیز ثابت شد نتوانست اثر قابل توجهی بر زندگی مردم بر جای بگذارد.

رهبر انقلاب اسلامی در همین زمینه تأکید کردند ملتی که دهه 60 را با آن دشواریها و کمبودها تحمل کرده است، امروز در پرتو پیشرفتهای عظیم، به آینده خود امید و اعتماد بیشتری دارد و به همین علت در مقابله با توطئه گران می‌ایستد.

حضرت آیت الله خامنه ای در بخش پایانی سخنان خود چند نکته اساسی را به عنوان ضروریات رفتار مردم و مسئولان مورد تأکید قرار دادند. وحدت کلمه ملی اولین نکته ای بود که ایشان در این بحث مطرح کردند.

حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: خواص و عوام باید وحدت ملی را کاملاً جدی بگیرند البته صرف حرف زدن از وحدت کافی نیست چرا که وحدت ملی شاخص هایی دارد که باید به آن پایبند بود.

همبستگی روزافزون «مردم و خواص» با قوای سه گانه به ویژه قوه مجریه دومین نکته مورد تأکید رهبری نظام بود.

تقویت ایمان دینی – تأمین نیازهای فکری جوانان و پاسخهای به روز به شبهات و سؤالات آنان، نکته اساسی دیگری بود که حضرت آیت الله خامنه ای روحانیت و حوزه های علمیه را به آن توصیه مؤکد کردند.

تلاش روحانیان، روشنفکران و افراد آگاه برای معرفی «درست و شایسته روحانیت»، تلاش جوانان برای افزایش بصیرت و دشمن شناسی، ضرورت شتاب بیشتر حرکت خوب علمی کشور و اهتمام به رفع عوامل نارضایتی و حل مشکلات مردم از دیگر نکات اساسی سخنان رهبر انقلاب اسلامی بود.

ایشان در موضوع حل مشکلات مردم به مشکلات معیشتی، بیکاری، سامانه های اداری – منصوبان دستگاهها بخصوص منصوبان سطوح بالای دستگاهها و ضرورت هم افزایی و هماهنگی سازمانها اشاره کردند و افزودند: دستگاههایی مانند شهرداریها و نیروی انتظامی که ارتباط مستقیمی با مردم دارند می توانند با اقدامات خود مشکلات مردم را حل و یا برعکس نارضایتی ایجاد کنند بنابراین باید کاملاً به عملکرد خود، دقت و توجه داشته باشند.

رهبر انقلاب اسلامی در پایان سخنان خود، با تشریح نگاه و حساسیت ویژه بین الملل به شهر قم افزودند: وجود بزرگترین و پرعظمت ترین حوزه علمیه جهان اسلام و قطبهای زیارتی و معنوی از جمله ظرفیتهای ملی و بین المللی قم است.

ایشان با اشاره به مشکلات و عقب ماندگیهای شهر قم خاطرنشان کردند: پس از انقلاب از جمله در سالهای اخیر کارهای فراوانی برای حل این مشکلات انجام شده است اما مشکلاتی نظیر آب شرب مردم قم هنوز به طور کامل حل نشده ضمن اینکه در زمینه های کشاورزی و صنایع دستی نیز مردم قم مشکلاتی دارند که باید با جدیت و کار مضاعف روند حل آنها شتاب محسوسی بگیرد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/07/27ساعت 18:33  توسط R.K  | 
میلاد با سعادت خورشید خراسان علی بن موسی الرضا بر همه ی شیعیان مبارک باد

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/07/27ساعت 18:9  توسط R.K  | 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

نیایش شهید دکتر مصطفی چمران قبل از شهادت

 

من اعتقاد دارم که خدای بزرگ انسان را به اندازه درد و رنجی که در راه خدا تحمل کرده است پاداش می دهد، و ارزش هر انسانی به اندازه درد و رنجی است که در این راه تحمل کرده است، و می بینیم که مردان خدا بیش از هر کس در زندگی خود گرفتار بلا و رنج و درد شده اند، علی بزرگ را بنگرید که خدای درد است که گویی بند بند وجودش با درد و رنج جوش خورده است. حسین را نظاره کنید که در دریایی از درد و شکنجه فرو رفت که نظیر آن در عالم دیده نشده است ، و زینب کبری را ببینید که با درد و رنج انس گرفته است .

درد دل آدمی را بیدار می کند ، روح را صفا می دهد ، غرور و خود خواهی را نابود می کند. نخوت و فراموشی را از بین می برد ، انسان را متوجه وجود خود می کند .

انسان گاهگاهی خود را فراموش می کند ، فراموش می کند که بدن دارد، بدنی ضعیف و ناتوان که، در مقابل عالم و زمان کوچک و ناچیز و آسیب پذیر است ، فراموش می کند که همیشگی نیست، و چند صباحی بیشتر نمی پاید، فراموش می کند که جسم مادی او نمی تواند با روح او هم پرواز شود، لذا این انسان احساس ابدیت و مطلقیت و غرور و قدرت می کند، سرمست پیروزی و اوج آمال و آرزوهای دور و دراز خود ، بی خبر از حقیقت تلخ و واقعیتهای عینی وجود ، به پیش می تازد و از هیچ ظلم وستم رو گردان نمی شود. اما درد آدمی را به خود می آورد ، حقیقت وجود او را به آدمی می فهماند و ضعف و زوال و ذلت خود را درک می کند و دست از غرور کبریایی برمی دارد ، و معنی خودخواهی و مصلحت طلبی و غرور را می فهمد و آن را توجه نمی کند .

خدایا تو را شکر می کنم که با فقر آشنایم کردی تا رنج گرسنگان را  بفهمم و فشار درونی نیازمندان را درک کنم .

خدایا هدایتم کن زیرا می دانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است .

خدایا هدایتم کن که ظلم نکنم زیرا می دانم ظلم چه گناه نابخشودنی است .

خدایا ارشادم کن که بی انصافی نکنم زیرا کسی که انصاف ندارد ، شرف ندارد .

خدایا راهنمایم باش تا حق کسی را ضایع نکنم که بی احترامی به یک انسان همانا کیفر خدای بزرگ است. خدایا مرا از بلای غرور وخودخواهی نجات ده تا حقایق وجود را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم .

خدایا پستی دنیا و ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه گر ساز تا فریب زرق وبرق عالم خاکی مرا از یاد تو دور نکند .

خدایا من کوچکم ، ضعیفم ، ناچیزم ، پر کاهی در مقابل طوفانها هستم . به من دیده عبرت بین ده تا ناچیزی خود را ببینم و عظمت و جلال ترا براستی بفهمم و بدرستی تسبیح کنم .

ای حیات با تو وداع می کنم با همه زیباییهایت ، با همه مظاهر جلال و جبروت ، با همه کوهها و آسمانها و دریاها و صحراها ، با همه وجود وداع می کنم . با قلبی سوزان و غم آلود به سوی خدای خود می روم و از همه چیز چشم می پوشم. ای پاهای من ، می دانم شما چابکید، می دانم که در همه مسابقه ها گوی سبقت از رقیبان ربوده اید ، می دانم فداکارید ، می دانم که به فرمان من مشتاقانه به سوی شهادت صاعقه وار به حرکت در می آئید ، اما من آرزوئی بزرگتر دارم ، من می خواهم که شما به بلندی طبع بلندم ، به حرکت در آئید ، به قدرت اراده آهنینم محکم باشید ، به سرعت تصمیمات و طرحهایم سریع باشید . این پیکر کوچک ولی سنگین از آرزوها ونقشه ها وامیدها ومسئولیتها  را به سرعت مطلوب به هر نقطه دلخواه برسانید .ای پاهای من در این لحظات آخر عمر آبروی مرا حفظ کنید . شما سالهای دراز به من خدمت کرده اید ، از شما می خواهم که در این آخرین لحظه نیز وظیفه ی خود را به بهترین وجه ادا کنید . ای پاهای من سریع وتوانا باشید ، ای دستهای من قوی ودقیق باشید ، ای چشمان من تیزبین وهوشیار باشید ، ای قلب من ، این لحظات آخرین را تحمل کن ، ای نفس ، مرا ضعیف وذلیل مگذار ، چند لحظه بیشتر  با قدرت واراده صبور وتوانا باش. به شما قول می دهم که چند لحظه دیگر همه شما در استراحتی عمیق وابدی آرامش خود را برای همیشه  بیابید وتلافی این عمر خسته کننده واین لحظات سخت و سنگین را دریافت کنید. چند لحظه دیگر به آرامش خواهید رسید،آرامشی ابدی.دیگر شما را زحمت نخواهم داد.دیگر شب و روز استثمارتان نخواهم کرد. دیگر فشار  عالم و شکنجه روزگار را بر شما تحمیل نخواهم کرد.دیگر به شما بی خوابی نخواهم داد و شما دیگر از خستگی فریاد نخواهید کرد. از درد و شکنجه ضجه نخواهید زد. از گرسنگی و گرما و سرما شکوه نخواهید کرد. و برای همیشه در بستر نرم خاک، آرام و آسوده خواهید بود. اما این لحظات حساس ،لحظات وداع با زندگی و عالم، لحظات لقای پروردگار، لحظات رقص من در برابر مرگ باید زیبا باشد.

خدایا! وجودم اشک شده ، همه وجودم از اشک می جوشد ، می لرزد ، می سوزد و خاکستر می شود. اشک شده ام و دیگر هیچ ، به من اجازه بده تا در جوارت قربانی شوم و بر خاک ریخته شوم واز وجود اشکم غنچه ای بشکفد که نسیم عشق و عرفان وفداکاری از آن سرچشمه بگیرد .

خدایا تو را شکر می کنم که باب شهادت را به روی بندگان خالصت گشوده ای تا هنگامی که همه راهها بسته است و هیچ  راهی جز ذلت و خفت و نکبت باقی نمانده است مسح توان دست به این باب شهادت زد و پیروزمند و پر افتخار به وصل خدائی رسید.

والسلام
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/07/26ساعت 15:33  توسط R.K  | 
رهبری به آیت الله یزدی:چون به من وابستگی دارید،مرجعیت مرا ترویج نكنید
ایشان به من گفتند: چون شما به من وابستگی دارید از این به بعد صحیح نمی دانم ترویج مرا به عهده بگیرید و در مجامع عمومی از من تعریف كنید و در یك كلام به بنده گفتند، من راضی نیستم؛ این نشان از تواضع بسیار بالای معظم‌له است؛ جالب است بدانید كه ایشان درس خارجی را شروع كرده بودند، من تصمیم گرفتم كه در آن كلاس شركت كنم؛ در دو یا سومین جلسه بود كه به من گفتند، شما چرا می آیید؟ گفتم بالاخره درس است و من هم علاقه‌مندم شركت كنم؛ ایشان گفتند من راضی نیستم،

 

آیت الله محمد یزدی، رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم،  می گوید، «من از روزی كه آیت الله خامنه ای، امام جماعت یكی از مساجد شهر مشهد بود تا الآن كه ولی‌امر مسلمین می‌باشد، آشنا هستم و اولین كسی بودم كه به صورت رسمی و از رسانه های عمومی مرجعیت مقام معظم رهبری را اعلام كردم؛ البته این كار من در ابتدای امر، واكنش های بسیار زیاد و متفاوتی را در سطح جامعه علمی و سیاسی آن روز برانگیخت؛ اما كسانی كه آن روز از من خرده می گرفتند و ناراحت بودند كه چرا مرجعیت رهبر معظم انقلاب را اعلام كرده ام، امروز از علاقه مندان و ارادتمندان ایشان هستند»؛ او حتی از واكنش شخص مقام معظم رهبری هم پس از این كارش نیز سخن می گوید؛

در آستانه سفر رهبری به قم حوزه نیوز در گفت‌وگو با دبیر شورای عالی حوزه‌های علمیه، ابعاد شخصیتی و علمی رهبری انقلاب، را مورد واكاوی قرار داده، آنچه در پی می‌‌آید حاصل این گفت‌وگواست.

*شناخت شما از آیت الله العظمی خامنه ای، به چه زمانی بر می گردد؟

ایشان برای گذراندن دوره تحصیلی در برهه ای از زمان در قم حضور داشتند، و در درس امام راحل شركت می كردند؛ البته من هم در همان درس امام راحل شركت می كردم؛ اما در آن زمان با ایشان خیلی آشنا نبودم؛ چون در درس های خارج فقه، رسم حوزه های علمیه بر این است كه هر سه یا چهار نفر با هم، هم مباحثه و با یكدیگر مأنوس هستند، تا به درجاتی برسند؛ و گروه ما با گروه ایشان تفاوت داشت؛ آشنایی بنده با ایشان به قبل از انقلاب ، بر می گردد، من برای زیارت، به مشهد مقدس مشرف شده بودم؛ برای اولین بار در مسجدی كه ، جلسات وعظ و خطابه داشتند، و در حال بیان یك خطبه تاریخی برای اهداف انقلاب بودند؛ متوجه شدم كه جلسه، جلسه ویژه ای بود و طبعا تناسبات و علایق روحی ما ایجاب می كرد كه به ایشان نزدیك شویم؛ ایشان در آن زمان از شخصیت های علمی و انقلابی مشهد بودند در جریانات كشور نیز نقش داشتند؛ بنابر این جواب این سؤال كه از چه زمانی با ایشان آشنا شدم، این است كه من از روزی كه ، امام جماعت یكی از مساجد شهر مشهد بود تا الآن كه به عنوان رهبر، نظام اسلامی را اداره می‌كنند، آشنا هستم؛ و این نعمت خدا برای من است و امیدوارم همین نعمت تا آخر زندگی با من باشد.

* آیا بعد از آن سخنرانی ایشان در مشهد كه سرآغاز آشنایی تان بود، مشكلی از سوی رژیم شاه، برای آقا، به وجود نیامد؟

در دوره ای، بسیاری از افراد به نقاط مختلف تبعید شدند، كه مقام معظم رهبری هم، به ایرانشهر تبعید شدند؛ با وجود آن كه در ایرانشهر شیعه و سنی وجود داشت، اما ایشان، با كلام شیوای خود، نفوذی ایجاد كرده بودند كه بركات آن به وضوح دیده می شد.

*روابط شما در دوران پس از انقلاب با مقام معظم رهبری، چگونه ادامه پیدا كرد؟

در دوره هایی مانند اوایل انقلاب، معمولا نام افرادی كه در جریان انقلاب قرار داشتند، برده می شد؛ ما هم سعی می كردیم با مقام معظم رهبری آشناتر و به ایشان نزدیك تر شویم، تا بتوانیم علاوه بر استفاده از شخصیت معظم‌له، به نوبه خود  با ایشان، همراهی داشته باشیم. در دوره ریاست جمهوری آقا، من به تدریج با فضائل اخلاقی، شخصیتی و علمی ایشان بیشتر آشنا شدم؛ گاهی دفترشان رفت و آمد داشتیم، تا این كه جریان بازنگری قانون اساسی پیش آمد؛ حضرت امام(ره) دستور بازنگری قانون اساسی را صادر كردند؛ و نام من هم در نوشته حضرت امام(ره) آمده بود كه باید در این بازنگری باشیم؛ ریاست آن هم با رئیس جمهور وقت یعنی حضرت آیت الله خامنه ای بود، و جناب آقای هاشمی هم نائب رئیس بودند؛ در اولین جلسه، من به همراه آقای دكتر حبیبی، به عنوان منشی انتخاب شدیم؛ اولین كاری كه باید انجام می شد، تهیه آیین نامه بود، من به همراه آقای حبیبی آن را تهیه كردیم؛ كم كم دوران كسالت حضرت امام(ره) پیش آمد و به همین دلیل رفت و آمد های مقام معظم رهبری و آقای هاشمی به بیت امام(ره)، بیشتر شد، و از همین رو بود كه ریاست جلسه را به من می سپردند؛ برای اداره این جلسات لازم بود كه بیشتر از قبل با دفتر ایشان ارتباط داشته باشیم؛ در همین رفت و آمدها بود كه با روحیات، خلوص رفتاری و شخصیت والای علمی ایشان بیشتر از قبل آشنا شدم، و این را دریافتم كه در روحیه ایشان هوی و هوس نیست.

*آیا ایشان در طول دوران ریاست جمهوری خود، بحث های طلبگی هم داشتند؟

بله با این كه ایشان رئیس جمهور بودند و مسئولیت شان سنگین بود، در یك مقطع زمانی به بنده گفتند كه من همیشه یك بحث طلبگی و آخوندی داشتم، و الآن هم می خواهم كه چنین جلسه ای داشته باشیم؛ از من پرسیدند چه كسانی، برای برگزاری چنین جلسات فقهی و علمی مناسب تر هستند، افرادی را برای برپایی این جلسات طلبگی انتخاب كردیم؛ مكرراً از همان ابتدا، از ایشان شنیده ام كه گفته اند، «من هیچ گاه طلبگی و كار علمی را رها نكردم»؛ جالب است بدانید این جلسات علمی از آن زمان تا كنون، همچنان ادامه دارد.

*قدرت علمی مقام معظم رهبری را با وجود شركت در این جلسات علمی كه تا كنون نیز ادامه دارد چگونه تبیین می كنید؟

در جریان همین جلسات بود بیشتر با توان علمی ایشان آشنا شدم؛ در مسائلی كه بحث و استدلالات و اثبات و نفی هایی كه می شد، واقعا تبحر داشتند؛ شنیده اید برای مجتهدین، علوم مختلفی از جمله ادبیات، رجال، درایه، تفسیر، حدیث و ... لازم است؛ زیرا این ها، علومی هستند كه باید در مقدمات اجتهاد باشد؛ از جمله مهمترین علوم، علم رجال است، معمولا در علم رجال كمتر  كسی حالت تخصصی وجود دارد، مگر بعضی از شخصیت هایی كه كتاب هایی در این زمینه نوشته اند؛ من در جریان همین جلسات علمی بود كه متوجه شدم، آقا، در این رشته یعنی علم رجال، در ردیف متخصصین قرار گرفته اند؛ چون نام یك رجالی كه در سلسله حدیث پیش می آمد، می دیدیم كه خصوصیات آن شخصیت را با تمام جزئیات ذكر می كردند؛ اصلا ایشان، یك دوره پژوهش و تحقیق كامل در مورد زمان ائمه(ع) و  14معصوم(ع)، یعنی یك شرح كامل از پیامبر(ص) تا امام زمان(عج)، داشتند؛ چرا كه در این دوره بود كه شرح حالات ائمه(ع) را  نیز بررسی می كردند؛ به رجال، حدیث و روایت، مخصوصا در زمان صادقین(ع) هم آشنایی كاملی پیدا كردند و این امتیاز در حقیقت در ایشان دیده می شد؛

*می توان گفت، برگزاری همین جلسات مقدمه ای برای روشن تر شدن بعد علمی مقام معظم رهبری بود؟

طبعا علائم مسئله اجتهادی و علمی و مرجعیت، كه متكی به مبانی تعیین شده است، برای مقام معظم رهبری در همین جلسات، برایم روشن تر شد؛ علت این كه پس از رحلت امام خمینی(ره) و رحلت بعضی از مراجع مطرح در قم، بنده مرجعیت را اعلام كردم، این نكته بود كه بنده در طول این فاصله زمانی و جلساتی كه از زمان ریاست جمهوری مقام معظم رهبری برگزار شد، به پایه علمی و قدرت استنباط و اجتهاد و در حقیقت بنیه اجتهادی و استدلالی ایشان و همچنین تسلط بر علوم مختلفی كه باعث اجتهاد است، پی بردم و دیدم، در ردیف متخصصین قرار گرفته اند؛ به همین دلیل  وظیفه شرعی خودم دیدم، كه مرجعیت ایشان را اعلام كنم. فكر می كنم اولین كسی كه مرجعیت مقام معظم رهبری را در رسانه های عمومی اعلام كرد، من بودم كه این مهم را در خطبه های نماز جمعه تهران اعلام كردم.

*واكنش ها، پس از اعلام مرجعیت چگونه بود؟

بنده این كار را در شرایطی كه بسیاری از هم دوره ای ها و دوستان من مخالف آن بودند، صورت دادم؛ برخی همكاران و دوستان به من ایراد گرفتند و حتی با من دعوا كردند؛ جالب است بدانید، كسانی كه امروزه به موقعیت علمی و مرجعیت آقا سخت علاقه مند هستند، در آن روز به بنده ایراد می گرفتند كه چرا مرجعیت مقام معظم رهبری را اعلام كردم.

*واكنش شخص مقام معظم رهبری نسبت به اعلام مرجعیت شان چه بود؟

ایشان به من گفتند: چون شما به من وابستگی دارید از این به بعد صحیح نمی دانم ترویج مرا به عهده بگیرید و در مجامع عمومی از من تعریف كنید و در یك كلام به بنده گفتند، من راضی نیستم؛ این نشان از تواضع بسیار بالای معظم‌له است؛ جالب است بدانید كه ایشان درس خارجی را شروع كرده بودند، من تصمیم گرفتم كه در آن كلاس شركت كنم؛ در دو یا سومین جلسه بود كه به من گفتند، شما چرا می آیید؟ گفتم بالاخره درس است و من هم علاقه‌مندم شركت كنم؛ ایشان گفتند من راضی نیستم، شما نباید بیایید، من را نهی كردند؛ فلسفه این كار، بعد ها برای من روشن شد؛ آدم می بیند كه بعضی ها دنبال این هستند كه شاگردان شناخته شده و رساله‌ای دشته باشند، اما مقام معظم رهبری خطاب به من فرمودند كه راضی نیستم در كلاس درس من باشی و من را ترویج كنی؛ مجموع این عوامل، نشان از عمق خلوص و صفا و تواضع شان دارد، این هم از جمله شرایط مرجعیت است؛ این امر مصداق بارز ترك هوی و هوس و دوری از ریاست و مقام است كه ایشان به معنای كامل كلمه، آن را به مرحله اجراء درآوردند.

*بعد علمی و دانش فقهی مقام معظم رهبری و همچنین مرجعیت ایشان را بیشتر تشریح كنید؟

رتبه علمی یك مسئله است و مرجعیت رسمی مسئله دیگر؛ كم نیستند شخصیت هایی كه دارای مقامات برجسته علمی هستند، این طور نیست كه هركس ملا شد، بتواند مرجع باشد و یا هركس مرجع هست، درجات علمی فوق العاده بالایی دارد؛ این ها در حقیقت دو فصل حساب می شوند؛ در باره شخصیت علمی آیت الله خامنه ای، همان طور كه خود ایشان گفته اند، هیچ گاه طلبگی و در راه علم بودن را كنار نگذاشتند؛ حتی در سمت رهبری كه مسئولیت سنگینی است، كار علمی ایشان مداوم بوده و اوقاتی را به مطالعه اختصاص داده‌اند؛ این یكی از خصوصیات ایشان است؛ ممكن است گاهی، فردی كه به عنوان شخصیت علمی شناخته می شود و واقعا هم عالم است وقتی وارد یك كار سیاسی و اجتماعی می شود، آهسته آهسته از نظر علمی ضعیف شود، بنیه علمی و حتی مبانی و اصول را فراموش كند، اما مقام معظم رهبری، بر عكس این دسته از افراد، با وجود قرار گرفتن در سمت بسیار مهم رهبری، از نظر علمی، روز به روز قوی تر شده اند و این یك امتیاز برای معظم له است؛ چرا كه هم در زمانی كه پست مهم ریاست جمهوری و هم زمانی كه به سمت رهبری رسیدند اشتغال تحصیلی شان را فراموش نكرده و كنار نگذاشته اند؛

* با وجود مشغله‌های بسیار فراوان معظم له در اداره نظام اسلامی، چگونه كار علمی مداوم خود را دنبال می كنند؟

 بعضی خیال می كنند كه ایشان چون مشغله رهبری دارند فرصت پرداختن به مباحث علمی را ندارند، در صورتی كه شخصیت‌هایی هستند كه در عین اشتغال به مسائل سیاسی به دلیل آوردن همان مسائل در كارهای علمی، بنیه علمی شان قوی تر می شود. برای نمونه مسئله ای در مورد «دیه» در دورانی كه ریاست قوه قضائیه به عهده بنده بود، برایم پیش آمد كه در رساله عملیه همه مراجع عنوان شده بود؛ اما تا رسیدیم به بحث اَنعام ثلاثه، مقام معظم رهبری به بنده گفتند، این بحث را بیاور در همان جلسات هفتگی ایشان در پاسخ به سؤالی كه داشتم گفتند، من تمام روایات در این زمینه را بررسی كردم و به یك نكته هم رسیده ام؛ وقتی آن را به من اعلام كردند؛ گفتم فتوای شما هم همین است، فرمودند، بله همین است؛ با این نظر شرعی بسیاری از كارهای قضایی ما تسهیل پیدا كرد؛ حتی ایشان در مورد همین فتوا كه به مشكلی برای ما در قوه قضائیه تبدیل شده بود، به قم آمدند و با بسیاری از مراجع، از جمله آیت‌الله العظمی گلپایگانی (ره) دیدار كردند و مشكل این مسئله را حل كردند. از این قبیل مسائل در فروعات مختلفی كه پیش آمده به ما نشان می دهد كه پایه علمی مقام معظم رهبری، بسیار بالا و در درجه ممتاز قرار دارند.

*تدابیر مقام معظم رهبری در مدیریت حوادث را  چگونه می‌بینید؟

در پاسخ به این سؤال باید ابتدا منظور از  حوادث روشن شود؛ در متن قانون اساسی به عنوان یكی از شرایطی كه فقیه باید داشته باشد تا خبرگان او را برای رهبری انتخاب كنند، همین مسئله قدرت مدیریت امت اسلامی است،آیت الله خامنه ای نشان داده اند، آن را داشته و عملیاتی كرده اند. مقصود از مدیریت امت اسلامی از نظر ما، مدیریت حوادث است كه باز منظور از حوادث، مسائل جزئی فقهی نیست، بلكه منظور چیزهایی است كه به كل امت و جامعه بر می گردد و باید مشكل جامعه را حل كند؛ امام معصوم(ع) یا امام زمان(عج) خودشان در زمان غیبت، ارجاع داده‌اند كه در حوادث به فقیه واجدالشرایط رجوع كنید، مقصود حوادثی است كه تصمیم گیری در رابطه با آن، نفع یا ضررش به همه امت می رسد؛ خوشبختانه در طول 20 سال رهبری آقا، با وجود آن كه به اندازه 100 سال حادثه برای كشور پیش آمد، اما مدیریت ایشان بعد از دوران امام راحل در حوادث بی نظیر  است، یعنی كمتر كسی است كه می تواند در تصمیم گیری ها، همانند ایشان، هم سرعت و هم دقت داشته باشد و علاوه بر آن اصول را در تصمیم گیری رعایت كند.

 * حوادث دوران امام (ره) و مقام معظم رهبری، چه تفاوت‌هایی با هم دارند؟ همچنین اشاره‌ای به شاخصه‌ها تصمیم گیری ایشان، بفرمایید؟

در زمان امام (ره) حوادث مهمی وجود داشت، شاید سخت ترین حادثه برای ایشان، جنگ تحمیلی بود كه مسئولیت سنگین آن را، به عهده بزرگوارانی، در درجه اول آیت الله خامنه ای و بعد جناب آقای هاشمی، گذاشتند و غیر از جنگ حوادث دیگری مانند جریان بنی صدر و ... به وجود آمد كه باز شاهد مدیریت اصولی و صحیح امام راحل بودیم، اما حوادث زمان آیت الله خامنه‌ای مثل محاصره اقتصادی، فتنه اخیر، احیانا بروز اختلافات در بین جمع های حساس كشور، مانند قوای سه گانه رخ می دهد، ایشان وظیفه داشته و دارند كه طبق قانون اساسی این مشكلات را رفع كند. در كل وقتی به حوادث دوران رهبری حضرت آیت الله خامنه ای نگاه می كنیم، می بینیم تصمیم گیری معظم‌له در حل این مشكلات، بسیار به جا بوده، مثلا عده‌ای در رابطه با آمریكا با رهبری گفت و گو می كردند، اما ایشان می گفتند؛ من هنوز نسبت به این ها بی اعتمادم؛ نمونه اخیرش اوباما است كه با شعار تغییر آمد؛ خیلی ها امیدوار بودند كه رابطه با آمریكا برقرار شود، اما رهبر معظم انقلاب می فرمودند؛ باید صبر كرد تا ببینیم چه می كنند؛ ایشان در رابطه با شعار تغییر اوباما تعبیر بسیار زیبایی را به كار بردند و گفتند، «اگرچه این ها یك دستكش مخملی در دست دارند، اما زیر این دستكش مخملی، مشت آهنی دارند»؛ این تعبیر بسیار زیبا و فنی است؛ یعنی بعضی ها در گفت و گوی سیاسی با نرم ترین كلمات حرف می زنند، اما هدف شان چیز دیگری است. این نكته مهمی است كه رهبری باید این قدرت را داشته باشد كه به عمق كلمات نرم دشمنان پی ببرد و فریب نخورد. مقام معظم رهبری در این فراز و نشیب ها مانند تحریم های اقتصادی، فتنه اخیر و از همه این ها مهمتر مسئله انرژی هسته ای و یا در مسائلی از قبیل ایجاد اعتماد به نفس در جامعه و بین مسئولین نظام، كه امام راحل آن را دنبال می نمودند، بیش از هر كس دیگری دنبال كردند و آن را در جامعه ایجاد نمودند.

* تدبیر رهبر معظم له در مسئله انرژی هسته ای، چگونه بود؟

مسئله بسیار مهم انرژی هسته ای و موفقیت های كسب شده پیرامون آن، مستقیما زیر نظر رهبری معظم انقلاب است؛ ایشان بارها خطاب به مسئولان گفته اند كه می توانید خودتان كشور را اداره كنید، رشد كشور بستگی به رشد علم دارد و....، به خصوص در جریان انرژی هسته ای، ما به سمت سقوط و انقطاع می رفتیم؛ اما ایشان در دوره اول 4ساله آقای احمدی نژاد، فلسفه را برگرداندند؛ بقیه خیال می كنند كه دولت این كار را كرده، ولی من اینجا صریحا به شما می گویم اصلا مسئله انرژی هسته ای، فقط زیر نظر شخص رهبری بوده است، یعنی شخص رهبری تصمیمات اصلی را می گرفتند.

* مدیریت مقام معظم رهبری در صحنه‌های سیاسی كشور را چگونه ارزیابی می كنید؟

تدبیر ایشان در مسائل داخلی و مخصوصا جریان فتنه، كه تقریبا همه مردم در جریان آن هستند، تدبیری جامع، گویا و كامل بود كه در مقاطع مختلف، كشور و ملت را نجات داده است؛ به طور مثال در جلسه‌ای در خصوص فتنه اخیر من خیلی ناراحت بودم و می خواستم گریه كنم، اما آقا به من امیدواری دادند كه ناراحت نباش این مسئله هم می‌گذرد؛ یك شخصی همانند رهبر معظم انقلاب كه دراین سطح، مسئولیت امت اسلامی را دارد، من خیال می كنم امام عصر(عج) ایشان را كمك می‌كنند؛ البته من نمی گویم امام زمان(عج) به ایشان پیغام می‌دهند و یا ایشان به محضر امام (عج) می‌رسند، بلكه نمی‌گویم می شود، امام زمان (عج) ایشان را تنها بگذارند، چرا؟؛ چون در برخی قضایا، كل امت و جامعه اسلامی در معرض خطر قرار می‌گیرد و مقام معظم رهبری هم مسئولیت حفاظت از این امت را دارد و اگر امام عصر(عج) ایشان را تنها بگذارد و در تصمیم گیری اشتباه كند، جامعه اسلامی آسیب می بینند؛ بنابر این، عنایت خاص امام زمان(عج) را، من پشت سر همه تدبیرهای مقام معظم رهبری می بینم؛ به همین دلیل هم گاهی ایشان به قم می آیند و بر می گردند، بدون این كه كسی متوجه شود، به همین دلیل معتقدم ایشان عالی ترین تدبیر را در حوادث دارند، بعد از امام راحل یكی از ذخایر پرقیمتی كه خداوند برای این امت و برای شرایط این زمان ذخیره كرده است، آیت الله العظمی خامنه ای(حفظه الله) است كه ما وقتی محاسبه می كنیم، اگر قرار بود كه در شرایط حساسی مانند امروز كس دیگری غیر از ایشان، در مقام رهبری باشد، معلوم نبود چه  بر سر كشور می آمد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/07/26ساعت 13:3  توسط R.K  | 
۲۰غذايي كه دشمن ديابت هستند
1/"سيب": اكثر متخصصان تغذيه توصيه مي‌كنند حتما در رژيم غذايي خود سيب را بگنجانيد زيرا سيب كالري بسيار پاييني دارد و فيبر آن بسيار بالاست و جلوي گرسنگي را مي‌گيرد. سيب همچنين دشمن كلسترول بد است و ميزان قندخون را كاهش مي‌دهد.



2/" آواكات": اين ميوه غني از اسيدهاي چرب مونوي غيراشباع است كه سبب كند شدن هضم و پيشگيري از افزايش قندخون بعد از صرف غذا مي‌شود.



3/"جو" :مي‌توانيد جو را جايگزين برنج سفيد كنيد تا ميزان قندخونتان بعد از صرف غذا حدود 70 درصد كاهش يابد و تا ساعت‌ها ثابت بماند. فيبرهاي حلال جو هضم را كند كرده و سبب جذب تدريجي قند مي‌شود.



4/"سبزيجات": فيبر حلال تمامي سبزيجات مي‌تواند قندخون بالا را مهار كند. در ضمن سبزيجات غني از پروتئين هستند و به راحتي مي‌توان آنها را جايگزين گوشت قرمز كرد.



5/"گوشت گاو" : مي‌توانيد قسمت‌هاي كم چرب گوشت گاو را انتخاب كنيد و يك‌چهارم بشقاب‌تان را در هر وعده غذايي به آن اختصاص دهيد. رساندن به اندازه پروتئين به بدن باعث مي‌شود مدت طولاني‌تري سير بمانيد و در صورت لاغر شدن حجم بافت ماهيچه‌اي‌تان كاهش نيابد. در ضمن مصرف پروتئين به افزايش متابوليسم كمك مي‌كند.



6/"ميوه‌هاي گوشت‌دار دانه‌دار ": انواع ميوه‌هاي گوشتي حاوي يك يا چند دانه كه به رنگ‌هاي قرمز يا بنفش موجود است مانند انواع انگور حاوي تركيبي طبيعي به نام آنتوسيانين هستند. محققان مي‌گويند اين دانه‌هاي رنگي مي‌تواند سبب كاهش قندخون شده و در عين حال محرك توليد انسولين در بدن باشند.



7/"بروكلي": بروكلي غني از كروم بوده كه در درازمدت نقشي اساسي و مهم براي تنظيم قندخون دارد.



8/"هويج": هويج يكي از منابع طبيعي غني از بتاكاروتن است كه مي‌تواند خطر ابتلا به ديابت را كاهش داده و قندخون را تنظيم كند.


9/" گوشت مرغ" : گوشت سينه مرغ در مقايسه با ران يا ساير قسمت‌ها چربي كمتري دارد. توصيه ما به شما اين است كه در هر شرايطي به هيچ عنوان پوست مرغ را به خاطر چربي بالايي كه دارد نخوريد.


10/"تخم مرغ ":مطمئن باشيد خوردن يك يا دو عدد تخم‌مرغ در روز كلسترول خونتان را بالا نمي‌برد و در عوض ساعت‌ها شما را سير نگه مي‌دارد.


11/" ماهي": يكي از دلايل فوت مبتلايان به ديابت ابتلا به ناراحتي‌هاي قلبي – عروقي است. مصرف يك يا دو بار ماهي در هفته مي‌تواند اين احتمال را حداقل 40 درصد كاهش دهد. از سوي ديگر اسيدهاي چرب موجود در ماهي احتمال ابتلا به ديابت، مقاومت در برابر انسولين و التهاب را كه از جمله فاكتورهاي اصلي ابتلا به ناراحتي‌هاي قلبي – عروقي است كاهش مي‌دهد.




12/" دانه كتان ": دانه‌هاي كتان غني از پروتئين، فيبر، چربي‌هاي خوب از نوعي كه در ماهي موجود است و منيزيم است. اين مواد قندخون را تنظيم كرده و به سلول‌ها در جذب انسولين كمك مي‌كنند.


13/"شير و ماست" : اينها مواد غذايي غني از پروتئين و كلسيم هستند و مي‌توانند به كاهش وزن كمك كنند. از سوي ديگر اين مواد مقاومت در برابر انسولين را از بين مي‌برند.



14/" گردو": گردو حاوي مقادير بالايي فيبر و پروتئين بوده و سوخت كندي دارد كه به تدريج به قند تبديل مي‌شود. از سوي ديگر غني از چربي‌هاي مونوي غيراشباع است كه براي سلامت مفيدند.




15/" دانه‌ها": تمامي انواع دانه‌ها غني از چربي‌هاي خوب، پروتئين و فيبر هستند كه مي‌توانند قندخون را پايين نگه داشته و از ابتلا به ناراحتي‌هاي قلبي – عروقي پيشگيري كنند. در ضمن اين مواد منبع طبيعي استرول است كه چربي خون را كاهش مي‌دهد.



16/"جوي دو سر": جوي دوسر حاوي فيبرهاي حلالي است كه در آب محلول بوده و يك خمير را تشكيل مي‌دهد. مصرف آن باعث مي‌شود بين آنزيم‌هاي هضم‌كننده در معده و مولكول‌هاي آميدون غذا در يك سد چسبناك به وجود بيايد. در نتيجه دستگاه گوارش مدت طولاني‌تري غذا را در خود نگه داشته و قندها به تدريج وارد خون مي‌شوند.



17/"روغن زيتون ": روغن زيتون طلاي مايع ناميده مي‌شود زيرا حاوي تركيبات ضدالتهابي و قوي است كه محققان آن را با آسپيرين مقايسه مي‌كنند. افرادي كه رژيم مديترانه‌اي دارند و روغن زيتون، ميوه و سبزيجات، غلات و گوشت كم‌چرب مي‌خورند كمتر به ديابت و ناراحتي‌هاي قلبي و عروقي دچار مي‌شوند. هر دوي اين بيماري‌ها در پي التهاب در بدن به وجود مي‌آيند. برخلاف كره، چربي خوب روغن زيتون سبب افزايش مقاومت بدن در برابر انسولين نشده و حتي اين مقاومت را كاهش مي‌دهد. روغن زيتون همچنين كندكننده هضم غذا و واردشدن تدريجي قند به خون است.



18/"كره بادام زميني ":تحقيقات اخير نشان داده است مصرف كره بادام زميني مي‌تواند اشتها را كور كرده و سبب سيري بيشتر فرد در مقايسه با زماني شود كه مواد قندي كم فيبر مصرف مي‌كند. در ضمن كره بادام زميني غني از چربي‌هاي مونوي غيراشباع است كه مي‌تواند قندخون را تنظيم كند.



19/" نان سبوس‌دار": مصرف زياد نان سفيد مي‌تواند حساسيت بدن به انسولين را كاهش داده و سبب افزايش قندخون شود در صورتي كه نان سبوس‌دار دقيقا برعكس عمل مي‌كند.



20/" سيب‌زميني شيرين": يك سيب‌زميني شيرين كه در اجاق كبابي شده 30 درصد كمتر از سيب‌زميني معمولي قندخون را افزايش مي‌دهد زيرا حاوي فيبر بالا و ريزمغذي‌هايي است كه 40 درصد آنها از نوع حلال بوده و سبب كاهش كلسترول و كندي هضم غذا مي‌شوند. در ضمن سيب‌زميني شيرين غني از كاروتنوييد و رنگ‌دانه‌هاي زرد و نارنجي است كه به ارگانيسم‌ها اجازه عكس‌العمل در برابر انسولين را مي‌دهد. سيب‌زميني شيرين همچنين غني از اسيد كوروژنيك است. اين تركيب گياهي طبيعي مي‌تواند به كاهش مقاومت در برابر انسولين كمك ك
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/07/26ساعت 12:35  توسط R.K  | 

 

قرن غلبه اسلام بر تئوری لیبرالیسم

گناه احمدي‌نژاد اين است كه موضع و ديدگاهش را در سراسر جهان با شفافيت و صلابت و شجاعت بيان مي‌كند.

 

 

قرن 21 كه قرار بود دوران غلبه ليبراليسم و ارزش هاي غربي باشد، وضعيتي غيرمترقبه پيدا كرده و اسلام تبديل به چالش بزرگ در برابر غرب شده است.

و روزنامه ی فرانسوي «اکسپرس» می نویسد: قرن 21 كه قرار بود دوران غلبه ليبراليسم و ارزش هاي غربي باشد، وضعيتي غيرمترقبه پيدا كرده و اسلام تبديل به چالش بزرگ در برابر       غرب شده است.
                                                               نقل است که امیرالمومنین علیه السلام مالک را که به جای محمد بن ابی بکر به مصر فرستاد، به محمد (که در حکم فرزندش بود) فرمود (نقل به مضمون):  تو هم خوبی! اما چه کار کنم، مالک فرق دارد! مالک این طوری است که بدون اینکه از من بپرسد، همان کاری را می کند که اگر از من می پرسید می گفتم بکند.
صحبت های سیدحسن که با صداقت و صراحت عجیبی همراه بود، آدم را یاد مالک اشتر نخعی می انداخت.
 
من از سال 1992 ميلادي كه در اين مسئوليت هستم شهادت مي‌دهم كه ايراني كه هميشه از ما حمايت كرده و خواهد كرد، هیچ وقت از ما نخواست برایش موضعی بگیریم، هيچ روزي به ما دستور نداد، بلكه ما بوديم كه هميشه درخواستي از ايران داشتيم، حتی در برابر این همه حمایت هایش تشکر هم از ما نخواسته...
طرح ايراني درباره فلسطين همان چيزي است كه ملت فلسطين از 60 سال پيش تاكنون  مي خواهد و اين موضع امام خميني (ره) و تصميم و خواست امام خامنه‌اي است و گناه احمدي‌نژاد اين است كه اين موضع و اين ديدگاه را در سراسر جهان با شفافيت و صلابت و شجاعت بيان مي‌كند...
ايران بزرگ‌ترين ضمانت مقاومت و مستضعفان است و ما بايد اين نعمت را شكرگزار باشيم...
 
ما به ايمان عميق خود به ولايت فقيه افتخار مي‌كنيم؛ ولايت فقيه عادل، حكيم و شجاع.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/07/26ساعت 9:55  توسط R.K  | 

توکلی و همراهان

. احمد توکلی هم حمایت صریح خود از طرح سوال از رئیس جمهور را اعلام کرده است!!!؟

 

رئیس جمهور در پاسخ خبر نگار که نظر شما در باره سوال مجلس از رئیس جمهور چیست گفت: من از سوال کردن مجلس استقبال می کنم و مردم را به تشویق مجلس برای سوال از رئیس جمهور دعوت میکنم  و تاکید کرد که در صورت طرح سوال فرصت برای مطرح کردن بسیاری از حقایق به وجود می‌آید.

احمد توکلی هم حمایت صریح خود از طرح سوال از رئیس جمهور را اعلام کرده است!!!؟/

توكلي رئیس مرکز پژوهش های مجلس اخیرا در گفتگویی با« همشهری ماه» در همین ارتباط گفته است: «متاسفانه اين مسئله به يك تابو تبديل شده كه گويي سوال‌كردن از رئيس‌جمهور خيلي بد است. در حالي‌كه من معتقدم كه رئيس‌جمهور بايد ماهي يك بار براي پاسخ به سوالات به مجلس بيايد. ضعف مجلس در اين جاست((به کجا چنین شتابان!! ضعف مجلس در عدم تصویب نظارت بر اعضای مجلس، نیست!!)). البته وقت رئيس‌جمهور را نبايد براي مسائل جزئي گرفت و فرقي نمي‌كند كه رئيس‌جمهور چه كسي باشد( دوره پنجم یا هفتم البته آنها از خودمان هستند) ولي حالا شرایط فرق مکند حوادث خيلي مهمي رخ داده( این آقا خارج از صف آمده است) بايد رئيس‌جمهور در مورد مسائل زيادي پاسخ بدهد. به نظر من سوال از رئيس‌جمهور مهم است (حتی از تحصیل خارج در زمان جنگ). وي پاسخ مي‌دهد يا در مواردي در جهت اصلاح اقدام مي‌كند يا اينكه پاسخ وي قانع‌كننده است!!!.»

این نماینده منتقد برخی سیاست های دولت افزوده است: « اين اصل مترقي قانون اساسي است كه قدرت متكثر ملت كه در مجلس نمود يافته (مجلس مدرسی نه ... )مي‌تواند قدرت متمركز دولت را كه در رئيس‌جمهور متجلي شده است (بنی صدری را نه ولایت مدار احمدی نژاد)، مهار كند. اين اصل بسيار مترقي است كه مجلس را بر قوه مجريه تفوق مي‌بخشد و جلوي ديكتاتوري احتمالي را مي‌گيرد. من عميقا متاسف هستم كه مجلس وظيفه خود را به درستي انجام نمي‌دهد. (هر کس منیت داشته باشد از حزب الله خارج است) به هرحال شرايط به سمتي سوق پيدا مي‌كند( كه مجلس به اين وظيفه خود قيام كند طرح نظارت بر خود را تصویب کند  و همه باید بدانند که در مقابل کلام خود مسئول اند  كه در برابر هر موضع گيري خود بايد پاسخ منطقي ارائه كند.»

 

توکلی در این گفتگو از موافقت رئیس مجلس و محمدرضا باهنر چهره شاخص دیگر منتقدان دولت با طرح سوال از رئیس جمهور هم خبر داده و گفته است: « من عقيده دارم كه سوال از رئيس‌جمهور بايد صورت بگيرد  (ببین دوران ما فرق میکرد همه چیز از خودمان بود)ولی ...  در اين مورد آقاي باهنر و رئيس مجلس نيز اين عقيده را دارند(بلاخره شباهت های ما زیاد است) و بسياري در اين زمينه با ما هم عقيده هستند چون موضوع مهم است كه بايد حركتي انجام شود. تا ما را ببیند

با این حال برخی از نمایندگان دیگر مجلس معتقدند در شرایط فعلی نیازی به طرح این گونه مسائل نیست. آنها می گویند طرح این قبیل مسائل وحدت میان نیروها و قوا را خدشه دار می کند و به ضرر منافع کشور است.این فکر به مصالح نظام نزدیکتر است.

 

 

 

بر اساس قانون برای طرح سوال از رئیس جمهور باید حداقل یک چهارم نمایندگان یعنی 73 نماینده طرح مذکور را امضا کنند تا صورت عملی به خود گیرد. اما آیا 74 نماینده مجلس حاضر می شوند در شرایط فعلی امضای خود را زیر طرح سوال از رئیس جمهور بزنند؟ کمک کنید تا حفظ نظام، نه حفظ آبروی ما شود.!!

با توجه به تجربه های استیضاح های متعدد و پس گرفتن امضاهای نمایندگان در مراحل آخر انتظار نمی رود طرح سوال از رئیس جمهور در صحن علنی مجلس شانس چندانی برای عملیاتی شدن داشته باشد و این کار ما هم زمین می ماند!!. مگر اینکه چهره های شاخص جریان منتقد دولت به صورت آشکار و شفاف به میدان بیایند ( البته اینجا زمان جنگ  احزاب نیست) و سایر همکاران خود را مجاب کنند که طرح شان برای سوال از رئیس جمهور به نفع مجلس و منافع ملی است
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/07/26ساعت 9:53  توسط R.K  | 

شهادت سردار جانباز حسین کربلایی

 

سردار جانباز حسین کربلایی ، معاون هماهنگ کننده قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء (ع) به شهادت رسید .

 

به گزارش واحد مرکزی خبر ، این جانباز 70 درصد ، فرمانده تخریب قرارگاه خاتم الانبیاء (ع) در دوران دفاع مقدس بود که پس از تحمل سالها درد و رنج ناشی از جراحت های شیمیایی ، دیروز جمعه در بیمارستان ساسان تهران دعوت حق را لبیک گفت .

سردار شهید کربلایی برادر دو شهید دیگر دفاع مقدس بود .

مردم قدرشناس و شهیدپرور کرج 8 صبح فردا پیکر آن شهید را از مقابل سپاه کرج تا میدان شهدای این شهر بدرقه می کنند.

پیکر شهید کربلایی 11 روز دوشنبه از مقابل آستان مقدس امامزاده حسن (ع) تهران به سوی بهشت زهرا تشیع و در آنجا به خاک سپرده خواهد شد .

+ نوشته شده در  شنبه 1389/07/24ساعت 13:1  توسط R.K  | 

آداب نماز

اسرار نماز در كلام امام خمینی(ره)

 

مقدمه:

 

قال علی ـ علیه السّلام ـ : «الله الله فی الصلوه فَانّها عمود دینكم.»

سخن گفتن درباره‌ نماز كه دریچه‌ عروج به عالم قدس و معنویت است در توان هر كسی نیست. شایسته‌تر آن است كه بیان حقیقت این نشانه‌ بزرگ الهی و ستون دین مبین اسلام را به زبان و بیان واصلان این طریق، واگذاریم.

در این نوشتار برآنیم كه دیدگاه و روش حضرت امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ، این نمازگزار حقیقی را درباره‌ نماز از گفتار و كردار او بیان كنیم. با نگاهی به آثار مكتوب امام ـ رحمه الله علیه ـ و مشاهده‌ عینی شاهدان احوال ایشان، می‌توان گفت كه در دیدگاه ایشان، نماز در میان عبادات به مثابه «اسم اعظم و بلكه خود اسم اعظم»[1] در میان دیگر اسماء الهی. افزون بر آن، دیدگاه حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ نسبت به نماز در حقیقت حكایت مسافر و طریق سفر است. در این میان، مهم‌ترین مسأله بیان نماز و تفسیر آن بر اساس سفر معراج پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ (تطبیق دادن جریان سفر نماز با سفر معراج) است. بنابراین، دیدگاه امام ـ رحمه الله علیه ـ به نماز، دیدگاهی عرفانی است؛ به گونه‌ای كه مراحل اسفار اربعه‌ی عرفانی و احوال سالك و مسافر طریق وصل حق را در طول حیات و سلوك وی در یك ركعت نماز واقعی بیان می‌كند. خلاصه آنكه نماز مؤمن خود معراج و سفری واقعی است كه حالت‌ها و مراتب و مقامات خاص خود را دارد. سالكان این طریق نیز به تناسب حال و مقام خویش، از حقیقت این سفر آگاه می‌شوند. از نظر امام ـ رحمه الله علیه ـ توحید به معنای واقعی آن ـ كه مقصد اصلی دعوت پیامبران است ـ در نماز محقّق می‌شود.

در این گفتار، دیدگاه امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ در چند عنوان آمده است.

توصیف و تعریف نماز از دیدگاه امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ :

ابتدا برای آگاهی از دیدگاه امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ نمونه‌هایی از توصیف‌های آن نمازگزار حقیقی را درباره‌ی نماز بیان می‌كنیم، شاید بتوان گفت كامل‌ترین سخن ایشان درباره‌ی نماز این جمله است كه می‌فرمایند: سرمایه‌های سعادت عالم آخرت و وسیله‌ی زندگانی روزگارهای غیر متناهی نماز است.[2] تعبیر دیگر ایشان، عبارت «نسخه‌ی جامعه» است، نسخه‌ای كه پروردگار برای رهایی جان قدسی انسان از قفس طبیعت، تجویز كرده است. ایشان می‌فرمایند: معلوم می‌شود كه حقیقت این عبادت الهی و نسخه‌ی جامعه كه برای خلاصی این طایرهای قدسی از قفس تنگنای طبیعت به كشف تام محمّدی ترتیب داده شده و به قلب مقدسشان نازل گردیده ...[3] در سخنی دیگر بیان می‌كنند كه این نسخه‌ی كامل «تركیب قدسی» الهی است و همانند دیگر افعال و احكام الهی بر پایه‌ی حكمت و قوانین حضرت حق بنا نهاده شده است. ایشان می‌فرمایند: نماز كه یكی از تركیبات قدسیه است كه بیدّی الجلال و الجمال فراهم آمده است و تسویه شده است ...[4] پس از آنكه حضرت آدم و حوا ـ علیهما السلام ـ از جوار پروردگار به عالم خاك هبوط كردند، یزدان مهربان دریچه‌ی ذكر خویش را به روی آدم و حوا گشود و مركبی فراهم كرد تا آنان این فاصله را با مراتب و منازلش از مبدأ طبیعت تا مقصد قرب الهی بپیمایند. خداوند همان گونه كه پیامبر خود را به معراج قربش برد و حقایق ملك و ملكوت را به او شناساند، حضرت آدم ـ علیه السّلام ـ و همه‌ی فرزندان او را كه دور افتادگان از عالم قدس‌اند به واسطه‌ی نماز به محضر انس خویش بار داد. امام ـ رحمه الله علیه ـ در این باره می‌فرمایند: نماز، مركب سلوك و براق سیر الی الله است.[5] و نیز می‌فرمایند: براق سیر و رفرف عروج اهل معرفت، نماز است.[6] حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ در تعبیری براق (اسبی است كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ را به معراج رساند) و رفرف را درباره‌ی نماز بسیار به كار برده‌اند. نكته‌ی مهم آن است كه قدرت و توان این مركب و میزان بهره‌مندی از آن، به ظرفیت و توان معنوی سالك و راكب آن بستگی دارد. حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ در ادامه می‌فرمایند: و هر كسی از اهل سیر و سلوك الی الله را نمازی مختصّ به خود او و حظ و نصیبی است از آن، حسب مقام خود ...[7] هنگامی كه دریافتیم نماز «نسخه‌ی جامعه‌ی» الهی برای انسان است، جایگاه نماز در بین عبادت‌های دیگر آشكار می‌شود. آیات و اخبار، مشهورترین مرتبه نماز را «عمودیت» آن برمی‌شمارند. حدیث امام علی ـ علیه السّلام ـ در ابتدای مقاله، گویای این مرتبه و لوازم ویژه است. امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ با اشاره به این نكته می‌فرمایند: ... نماز كه در بین عبادات و مناسك الهیه، سمت جامعیت و عمودیت دارد ...[8]

یا این كه:

و در جمع عبادات، خصوصاً نماز كه سمت جامعیت دارد و منزله‌ی آن در عبادات، منزله ی انسان كامل است و منزله‌ی اسم اعظم، بلكه خود اسم اعظم است ...[9] راز این جامعیت همان است كه در حدیث پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ بیان شده است: «لانَّ الصلاه تسبیحٌ و تهلیلٌ و تحمیدٌ و تكبیرٌ و تمجیدٌ و تقدیسٌ و قولٌ و دعوه»[10] زیرا نماز هم تسبیح است و هم تهلیل و هم ستایش و هم تكبیر و هم تقدیس و هم گفتار است و هم خواستن. یكی دیگر از تعابیر امام ـ رحمه الله علیه ـ درباره‌ی نماز «معجون الهی» و «حبل متین» است. ایشان می‌فرمایند: اگر روزگار به عارفی ربانی مهلت دهد، می‌تواند تمام منازل سائرین و معارج عارفین را از منزلگاه یقظه تا اقصای منزل توحید از این معجون الهی و حبل متین بین خلق و خالق خارج كند.[11]

حقیقت و واقعیت نماز از دیدگاه امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ :

مطلب اساسی در شناخت هر پدیده‌ای، شناخت حقیقت آن است. درباره‌ی نماز نیز شناخت حقیقت آن از اساسی‌ترین اموری است كه هر مسلمان باید بدان آگاه باشد. امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ حقیقت نماز را «سفر»ی می‌داند كه مبدأ آن بیت نفس و الی الله و فی الله و من الله است: از آن چه مذكور شد از سرّ صلوه كه حقیقت آن عبارت است از سفر الی الله و فی الله و من الله است...[12] همچنین ایشان در این باره می‌فرمایند: ... و آن عبارت است از حصول معراج حقیقی و قرب معنوی و وصول به مقام فنای ذاتی كه در اوضاع به سجده‌ی ثانیه كه فنای از فنا است و در اذكار به «ایاك نعبد» كه مخاطبه‌ی حضوری است، حاصل می‌شود.[13] نكته‌ی دیگر درباره‌ی حقیقت نماز، این است كه نماز را غیر از این ظاهر «باطنی» است؛ یعنی حقیقت نماز، همان باطن آن است: نماز بلكه جمیع عبادات را غیر از این صورت و قشر و مجاز، باطن و لُب و حقیقتی است و این از طریق عقل معلوم است و از طریق نقل، شواهد كثیره دارد.[14] در حدیثی آمده است كه فردی شقی به نام «رزام مولی خالد بن عبدالله» درباره‌ی حدود نماز از امام صادق ـ علیه السّلام ـ پرسش می‌كند. ایشان در پاسخ می‌فرمایند: «نماز چهار هزار حدّ دارد كه تو نمی‌توانی یكی از آنها را ادا كنی». حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ با بیان این حدیث، آن را دلیلی بر وجود باطن و حدود باطنی نماز می‌داند. و استنباط می‌كند كه: اگر این چهار هزار حدّ كه جناب صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند از حدود ظاهر و آداب صوریه بود، نمی‌فرمودند: تو یكی از آنها را (هم) ادا نمی‌كنی و وفا نمی‌نمایی؛ زیرا كه معلوم است كه همه كس می‌تواند به آداب صوریه نماز قیام كند.[15] ایشان، تغییر حالت ائمه ـ علیهم السّلام ـ در نماز بر اثر خوف و خشیت خداوندی، دلیلی بر اثبات بعد باطنی نماز می‌دانند. باطن نماز نیز همانند ظاهر آن، آداب و شرایطی دارد كه اقامه‌ی آنها حقیقت نماز را محقّق می‌كند. حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ می‌فرمایند: از برای نماز غیر این صورت، حقیقتی است و غیر از این ظاهر، باطنی است و همان طور كه صورت آن را آداب و شرایط صوریه‌ای است، باطن آن را نیز آداب و شرایطی است كه شخص سالك باید آنها را مراعات كند.[16] مسأله‌ی دیگر دربار‌ه‌ی حقیقت نماز این است كه «اصل نماز، یك ركعت است» ‌و این سفر معنوی در طی این ركعت محقّق می‌گردد. امام ـ رحمه الله علیه ـ می‌فرمایند: باید دانست كه اصل صلاه، یك ركعت و بقیه‌ی ركعات آن از فرایض و نوافل برای اتمام همان یك ركعت است.[17] سپس به بیان حدیثی از امام رضا ـ علیه السّلام ـ در این باره می‌پردازند.

واپسین نكته درباره‌ی حقیقت نماز این است كه بر اساس نظر امام ـ رحمه الله علیه ـ نماز اقامه‌ی توحید‌های سه‌گانه (توحید ذات، افعال و صفات) است. ایشان می‌فرمایند: بدان كه اهل معرفت، قیام را اشاره به توحید افعال دانند، چنان چه ركوع را به توحید صفات و سجود را به توحید ذات اشاره دانند.[18] از این بیان می‌توان نتیجه گرفت كه اقامه‌ی نماز واقعی، اقامه‌ی توحید واقعی است و اقامه‌ی توحید مستلزم نفی هر چه غیر اوست، حتّی خواسته‌های نفسانی. از این رو، حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ پس از این كه مهم‌ترین احوال نماز را در قیام و ركوع و سجود می‌بینند و آن ها را مقوّم اقامه‌ی توحید می‌شمارند، در ادامه می‌فرمایند: پس گوییم كه چون صلاه معراج كمال مؤمن و مقرّب اهل تقوی است. متقوّم به دو امر است كه یكی، مقدمه‌ی دیگری است. اول، تركیب خودبینی و خودخواهی كه آن حقیقت و باطن تقوی است.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . آداب الصلوه، امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ ، ص 9.

[2] . آداب الصلوه، ص 45.

[3] . اسرار نماز یا معراج السالكین و صلوه العارفین، امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ ، ص 10.

[4] . اسرار نماز، ص 17.

[5] . همان، ص 7.

[6] . همان، ص 6.

[7] . اسرار نماز، ص 6.

[8] . آداب الصلوه، ص 9.

[9] . آداب الصلوه، ص 9.

[10] . بحار الانوار، ج 82، روایت، 56، باب 1، ص 231.

[11] . اسرار نماز، ص 57.

[12] . اسرار نماز، ص 118.

[13] . همان، ص 15.

[14] . همان، ص 9.

[15] . اسرار نماز، ص 11.

[16] . آداب الصلوه، صص 55 ـ 56.

[17] . اسرار نماز، ص 16.

[18] . آداب الصلوه، ص 146.

 

و دوم، خودخواهی و حق‌طلبی كه آن، حقیقت معراج و قرب است.[1]

نماز حقیقی، معراج واقعی است:

از نكات دیگر در بیان و فهم دیدگاه امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ درباره‌ی اهمیت نماز دارد این است كه حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ نماز را عین معراج واقعی می‌دانند كه دارای حالت‌ها و مراحل گوناگونی است كه برای افراد مختلف به تناسب درجه‌ی ایمان نمازگزار و حضور قلبی وی در نماز، تفاوت دارد. امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ به دلیل مسئله معراج واقعی بودن نماز، در تفسیر نماز به تطبیق دادن آن با حدیث معراج پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ پرداخته‌اند، زیرا بنا بر دستور پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ اذكار آن سفر هم در نماز از جمله در ركوع و سجود گنجانیده شده است (همان گونه كه در حدیث معراج آمده است).

نماز و سفرهای چهارگانه عرفانی (اسفار اربعه در نماز)

گفته شده كه حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ نماز را سفر الی الله و فی الله و من الله می‌دانند، سفر مؤمن و سالك به سوی خدا، چهار مرحله دارد كه در اصطلاح «اسفار اربعه»‌ خوانده می‌شوند. سالك در این سفرها، مراتبی خاصّ را می‌پیماید و به دگرگونی‌های روحی خاصّی دست می‌یابد كه شرح مفصّل آن در كتب عرفانی آمده است. امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ در كتاب اسرار الصلوه به طور بسیار اجمالی این اسفار را در نماز بیان می‌كنند. ایشان در كتاب اسرار نماز (معراج السالكین و صلوه العارفین) درباره‌ی نماز و طی منازل سلوك از طریق آن چنین می‌فرمایند: اگر روزگار به عارف ربانی مهلت دهد، تمام منازل سائرین و معارج عارفین را از منزلگاه یقظه تا اقصا منزل توحید از این معجون الهی و حبل متین بین خلق و خالق خارج كند.[2] طی كردن این سفر دارای دو ركن است: اول، رسیدن به مقام طهارت. دوم، رسیدن به مقام فنا در نماز. شرط اساسی آغاز این سفر نیز دور شدن از نجاست‌های ظاهری و باطنی و به ویژه رذایل باطنی است. ایشان در تعریف باطن نجاست ـ كه دوری از آن لازمه‌ی سفر است ـ می‌فرمایند: نجاست، دوری از محضر انس و مهجوری از مقام قدس است و منافی با نماز است كه معراج وصول مؤمنین و مقرّب ارواح متقین است.[3] بنابراین، انسان برای اینكه سفر معنوی را آغاز كند، باید به «مقام طهارت باطن» برسد. حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ در ادامه می‌فرمایند: ... و چون بدین مقام رسیدی، از تصرف شیطان خبیث مخبث خارج شدی و از رجز و رجس هجرت كردی و لایق حضور درگاه جلیل و مخلع شدن به خلعت خلیل گردیدی و مسافرت الی الله و معراج وصول حاصل شده كه آن خروج از منزلگاه و بیت نفس است و باقی می‌ماند ركن دوم كه در اصل نماز حاصل می‌شود و آن حركت الی الله و وصول به باب الله است و فنای به فناء الله.[4] پس معلوم شد كه این سفر معنوی و معراج قرب حقیقی را دو ركن است، كه یك ركن آن در باب طهارات حاصل می‌شود كه سرّ آن، تخلیه و آنسرّ سرّ آن تجرید و سرّ مستسر آن تنزیه و سرّ مقنّع به سرّ آن، تنزیه و تقیید است و ركن اعظم آن در باب صلوه حاصل می‌شود كه سرّ آن، تنزیه از توحید و تقیید است.[5] عبارت‌های یاد شده كه دربردارنده‌ی اصطلاحات خاص عرفانی است، به تناسب افراد نمازگزار از عوام الناس گرفته تا اهل معرفت و اخلاص، به مراتب این اركان اشاره دارد. پیش‌تر آوردیم كه حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ بر پایه‌ی حدیثی از ائمه ـ علیهم السّلام ـ اصل نماز را «یك ركعت» می‌دانند. از این رو، سفرهای چهارگانه را از آغاز تا پایان، به طور خلاصه در حدّ همان یك ركعت شرح داده‌اند. ایشان در سرّ اجمالی نماز و اجمال سفرها می‌نویسد: آن عبارت است از حصول معراج حقیقی و قرب معنوی و وصول به مقام فنای ذاتی است كه در اوضاع به سجده‌ی ثانیه كه فنای از فناست و در اذكار به «ایاك نعبد» كه مخاطبه‌ی حضوری است حاصل شود، چنان چه برداشتن سر از سجده تا سلام كه علامت ملاقات و مراجعت از سفر است، رجوع به كثرت است، ولی با سلامت از حجب كثرات و بقای به حق، و در اذكار «اهدنا الصراط المستقیم» رجوع به خود و حصول صحو بعد المحو است و با اتمام ركعت كه حقیقت صلو‌ه است، سفر تمام می‌شود و بباید دانست كه اصل صلوه‌ یك ركعت است.[6] در این باره باید گفت پس از فراهم آوردن مقدمات سفر كه همان مقدمات و مقارنات نماز است، سفر با نیت و گفتن تكبیر افتتاحیه در ابتدای نماز، آغاز می‌شود. حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ دستور این كار را چنین بیان فرموده‌اند: پس تو ای سالك الی الله و مجاهد فی سبیل الله! چون اقامه‌ی صلب در محضر قرب نمودی، تخلیص نیت در پیشگاه عزّت، و قبل خود را صفا دادی و در زمره‌ی اهل وفا داخل شدی، خود را مهیای دخول در باب كن و اجازه‌ی فتح ابواب طلب، و از منزل طبیعت حركت كن و حجاب غلیظ آن را با تمسّك به مقام كبریایی رفع كن، و به پشت افكن و تكبیرگویان وارد حجابی دیگر شو و آن را رفع كن، و به پشت سر افكن و تكبیر بگو و حجاب سوم را نیز مرتفع كن كه به منزل باب القلب رسیدی؛ پس توقّف كن و دعای مأثور بخوان: «اللهم انت الملك الحق المبین الخ.»[7] با ذكر جمله‌ای از آن حضرت كه اركان مهم نماز و ركعت اصلی آن را سه چیز دانسته‌اند، اسرار سفرهای عرفانی در نماز را با بیان اسرار آنها، ادامه می‌دهیم، بدان كه عمده‌ی احوال صلوه سه حال است كه سایر اعمال و افعال مقدمات و مهیئات آن است، اول، قیام و دوم ركوع و سوم سجود.[8] در سرّ ركوع فرموده‌اند: حقیقت ركوع، تمام نمودن قوس عبودیت و افنای آن در نور عظمت ربوبیت است.[9] و در سرّ سجود فرموده‌اند: بالجمله، سجده نزد اهل معرفت و اصحاب قلوب، چشم فرو بستن از غیر و رخت بربستن از جمیع كثرات حتّی كثرات اسماء و صفات و فنای در حضرت ذات است و در این مقام، نه از سمات عبودیت خبری است و نه از سلطان ربوبیت در قلوب اولیاء، اثری و حق تعالی خود در وجود عبد، قائم به امر است.[10] ایشان پس از ذكر عباراتی از یك حدیث دربار‌ه‌ی تشهد می‌فرمایند: امّا اشاره به سرّ تشهد به طوری كه ذكر نمودیم، آنجا كه می‌فرماید: «تعلم ان النواصی الخلق بیده الخ» و این اشاره لطیفه است به مقام تحقق به صحو بعد المحو كه كثرات حجاب جمال محبوب نباشند و قدرت و مشیّت حق را نافذ و ظاهر در مرائی خلقیه بیند.[11] امام ـ رحمه الله علیه ـ در واپسین مرحله می‌فرمایند: از آنچه مذكور شد از سرّ صلوه كه حقیقت آن، عبارت از سفر الی الله و فی الله و من الله است، در سرّ سلام، مطلبی دیگر معلوم می‌شود و آن، این است كه چون سالك در حال سجده، غیبت مطلقه از همه‌ی موجودات برای او دست داد و از همه‌ی موجودات غایب شد و در آخر سجده، حالت صحوی برای او رخ داد و در تشهد نیز حالت قوت گرفت، ناگاه از حال غیبت از خلق، به حضور منتقل شد و ادب حضور را به جای آورد و در آخر تشهد توجّه به مقام نبوت پیدا كرد و در محضر ولایت آن سرور، ادب حضور را كه سلام شفاهی است، به جا آورد و پس از آن به تعینات نور ولایت كه قوای ظاهره و باطنه‌ی خود عبادالله الصالحین است، توجّه نموده، ادب حضور را ملحوظ داشته و پس از آن به مطلق كثرات غیبت و شهادت توجّه پیدا نموده، ادب حضور را ملحوظ داشته، شفاهاً سلام تقدیم داشت و سفر رابع من الحق الی الخلق تمام شد و این اجمال را تفصیل بیش از این است كه من عاجزم از گفتن و خلق از شنیدنش.[12]

در پایان این گفتار یادآور می‌شویم كه حالاتی كه امام ـ رحمه الله علیه ـ در هر یك از اجزای نماز برای نمازگزار ذكر كرده‌اند، بیانگر حالات وارد بر نمازگزار در سفر خاصّی است كه به شماره‌ی سفر و آغاز و انجام آن، اشاره‌ی دقیق نداشته‌اند. همین امر، بیان اسفار را اجمالی‌تر كرده است.

ارتباط نماز با انسانیت از دیدگاه امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ :

یكی دیگر از نكات مهم در دیدگاه امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ درباره‌ی نماز، ارتباط انسانیت با نماز واقعی است. به گونه‌ای كه با توجّه به آن، مسأله‌ی میزان بودن نماز در ردّ یا قبولی دیگر اعمال به سادگی حل می‌شود. حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ معتقدند كه نماز با انسانیت، رابطه‌ای متقابل دارد. ایشان می‌فرمایند: مادامی كه انسان، صورت انسان و انسان صوری است، نماز او نیز نماز صوری و صورت نماز است و فایده‌ی آن نماز، فقط صحّت اجزای صوری فقهی است، در صورتی كه قیام به جمیع اجزا و شرایط صحّت آن كند، ولی مقبول درگاه و پسند خواطر نیست و اگر از مرتبه‌ی ظاهر به باطن و صورت به معنی پی برد، تا هر مرتبه‌ای كه متحقق شود، نماز او حقیقت پیدا می‌كند ... پس مادامی كه نماز انسان، صورت نماز است و به مرتبه‌ی باطن و سرّ آن نرسیده، انسان متحقق نشده، انسان نیز صورت انسان است و حقیقت آن متحقق نگردیده، پس میزان در كمال انسانیت و حقیقت آن، عروج به معراج حقیقت و صعود به اوج كمال و وصول به باب الله با مرقاه نماز است.[13]

نماز؛ ضرورت همیشگی:

یكی از ادعاهایی كه در بین صوفیان و عارف‌نمایان وجود داشته است، این است كه هر گاه فرد نمازگزار یا عارفی به وصال حق رسید، به عبادت و نماز نیازی ندارد. بنابراین می‌تواند عبادت و نماز را ترك كند. حضرت امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ با تحلیل واقعی نماز، نظریه‌ی یاد شده را ردّ می‌كنند.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . همان، ص 350.

[2] . اسرار نماز، ص 57.

[3] . همان، ص 56.

[4] . اسرار نماز، ص 57.

[5] . همان، ص 55.

[6] . اسرار نماز، ص 15 ـ 16.

[7] . اسرار نماز، ص 79.

[8] . آداب الصلوه، ص 350.

[9] . اسرار نماز، ص 99.

[10] . اسرار نماز، ص 106.

[11] . همان، ص 116.

[12] . اسرار نماز، ص 118 ـ 119.

[13] . اسرار نماز، صص 7 ـ 8.

 

 

و با تبیین نماز در دو سطح سالك و واصل، نماز این دو را متمایز می‌دانند. ایشان، نماز هر دسته را دارای ویژگی خاصّ خود دانسته و درباره‌ی نماز واصل، به ارائه‌ی دلیل فلسفی پرداخته‌اند و آن را از دیدگاه اهل عرفان، تفسیر كرده‌اند. ایشان می‌فرمایند: سالك مادامی كه در سلوك و سیر الی الله است، نمازش براق عروج و رفرف وصول است و پس از وصول نمازش نقشه‌ی تجلیات و صورت مشاهدات جمال محبوب است.[1] امام ـ رحمه الله علیه ـ در نظریه‌ی یاد شده می‌فرمایند: از بیانات سابقه معلوم شد كه آن چه پیش اهل تصوف معروف است كه نماز وسیله‌ی معراج وصول سالك است و پس از وصول، سالك مستغنی از رسوم گردد، امر باطل بی‌اصل و خیال خام بی‌مغزی است كه با مسلك اهل الله و اصحاب قلوب مخالف و از جهل به مقامات اهل معرفت و كمالات اولیاء صادر شده نعوذ بالله منه ...[2] به بیانی دیگر، حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ معتقدند كه تا وقتی فرد در حال سیر و سلوك الی الله و انجام عبودیت و بندگی است، خود او انجام دهنده‌ی اعمال خود است، ولی وقتی به وصال معبود رسید و فانی در او شد، دیگر حق به جای وی، عبادت و افعال او را انجام می‌دهد. ایشان می‌فرمایند: و نیز مادامی كه عبد در كسوت عبودیت است، نماز و جمیع اعمال آن از عبد است و چون فانی در حق شد، جمیع اعمال او از حق است و خود را تصرفی در آن نیست و چون به صحو بعد المحو و بقاء بعد الفناء نایل شد، عبادت از حق است در مرآه عبد.[3] چون ممكن است كسی گمان برد در این صورت، عبادت مشترك بین حق و بنده می‌شود. امام ـ رحمه الله علیه ـ در ادامه می‌فرمایند: و این اشتراك نیست، بلكه امر بین الامرین است و نیز تا سالك است، عبادت از عبد است و چون واصل شد، عبادت از حق است و این است معنی انقطاع عبادت پس از وصول.[4] ایشان در این میان به اقامه‌ی دلیل فسلفی می‌پردازند و درباره‌ی نماز واصل به حق كه فرمودند: «نمازش نقشه‌ی تجلیات و صورت مشاهدات جمال محبوب است»، می‌فرمایند: كه نحوه‌ی اداره‌ی نماز و انجام حركات و افعال آن در نماز فرد واصل به حق، همانند نحوه‌ی اداره‌ی مراتب پایین وجود توسط مراتب عالی آن است: ... بلكه از قبیل مراتب حكم غیب به شهادت و ظهور آثار باطن به ظاهر است چنانچه محققین از فلاسفه در خصوص تدبیر عالم عقلی نسبت به عالم ملك با آنكه عالی را توجّه به سافل نیست، فرمودند تدبیرات آنها از این عالم، تدبیر تبعی استجراری است. ایشان در ادامه، بر اساس نظر اهل معرفت و عرفان، به توجیه و تفسیر مطلب می‌پردازند و می‌فرمایند: بلكه نزد اصحاب قلوب و ارباب معرفت، این تدبیرات نسك الهیه تابعه‌ی تجلیات اسمائیه و صفاتیه و ذاتیه است بالجمله مستغرقان در مشاهده‌ی جمال جمیل را تجلیات عینیه حاصل شود كه حركات شوقیه در سرّ قلب آنها حاصل آید كه از آن اهتزازات سریه‌ی قلبیه، آثاری در ملك آنها حاصل شود كه آن آثار به مناسبت كیفیت تجلیات مطابق با یكی از مناسك و عبادات است و با آنكه توجّه استقلالی به كیفیت هیچ یك از آنها ندارند، هیچ جزیی یا شرطی از آداب صوریه‌ی آن تغییر نكند و كم و زیاد نگردد و بر خلاف مقررات شرعیه نگردد.[5] خلاصه، نظر اهل معرفت آن است كه بر این غرق شدگان در جمال محبوب تجلی‌هایی غیبی وارد می‌شود كه باعث پدید آمدن حركات شوقی در عمق جان آنان می‌شود. بدن آنان نیز از آن حركت‌های شوقی، تأثیر می‌پذیرد و در آن، آثاری پدید می‌آید كه اعمال و اجزاء و شروط عبادات بدون توجّه فرد فانی در حق و غرق شده در جمال او، به درستی انجام می‌گیرد. امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ در مطلب دیگری، احوال و افعال پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ را كه سر سلسله‌ی واصلان و مجذوبان حق تعالی است، معیار صحّت حالی و ظاهری نماز می‌دانند. ایشان هر گونه نماز غیر از نماز مورد نظر اسلام و پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و هر گونه حال و حالتی غیر از حالات او را ردّ می‌كنند و می‌فرمایند: اگر غیر از این اوضاع و احوال كه برای حضرت مجذوب حقیقی و واصل واقعی، جناب رسول ختمی مرتبت ـ صلّی الله علیه و آله ـ در این مكاشفه‌ی روحانیه و معاشقه‌ی حبیبانه دست داد، حال دیگری دست دهد یا وضع دیگری حاصل آید، از تصرفات شیطان است و سالك را در سلوك، انانیّت و خودی و خودیت بقایایی مانده و باید به علاج خود كوشد و طریق ضلالت را رها كند، پس آن نمازی كه بعضی به عرفا نسبت دهند كه نماز سكوتش گویند ... بر فرض صحّت نسبت، از جهل آن كسی است كه این معجون بی‌معنی را درست كرده، بالجمله كشفی اتم از كشف نبی ختمی ـ صلّی الله علیه و آله ـ و سلوكی اصح و اصوب از آن نخواهد بود، پس تركیبات بی‌حاصل دیگر را كه از مغزهای بی‌خرد مدعیان ارشاد و عرفان است، باید رها كرد.[6]

امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ و عمل به نماز:

پیش از آغاز این گفتار باید در پیشگاه آن حقیقت ناشناخته‌ی دنیای اسلام و عرفان، اعتراف كنیم كه آنچه می‌گوییم و می‌نویسیم و حتّی آنچه از آن انسان كامل و نمازگزار واصل با چشم خویش دیده‌ایم، جز صورتی از حقیقتی عظیم نیست؛ زیرا ما توانایی درك او و عبادت و نمازش را نداریم. بسیار شایسته است كه از زبان آن انسان كامل به خود بگوییم:

هر كسی از ظن خود شد یار من وز درون من نجست اسرار من

و ما به او بگوییم:

ما را كجا به كوی تو ممكن شود وصول كآنجا خیال را نبود قدرت نزول

آنچه تا كنون آوردیم، بیان نظر امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ درباره‌ی نماز بود، امّا در بیان عمل ایشان، باید در زندگانی و جلوه‌های بندگی‌اش دقت كنیم؛ زیرا در فرهنگ عارفان است كه «آن را كه خبر شد، خبرش باز نیامد». بنابراین، دستیابی به ژرفای روح آن بزرگ مرد عارف بسیار دشوار است. بهتر است كه برای شناخت نماز ایشان، از حدیثی از حضرت علی ـ علیه السّلام ـ كمك بگیریم كه معیار خوبی برای شناخت نماز هر فرد از طریق عمل اوست كه فرموده‌اند: «و اعلم اَنَّ كلّ شیءٍ مِنْ علمك و تبعٌ لصلوتك.»[7] بدان كه هر عملی از تو، ناشی از نماز تو و پیرو آن است. با دقّت دركردار آن مرد عمل، جز حقیقت و خلوص و یكپارچگی در مسیر حیات، چیز دیگری نمی‌یابیم. از همین حالِ او به نمازش پی می‌بریم؛ زیرا بر اساس حدیث یاد شده كردار هر كس، نشانه‌ی واقعیت نماز اوست. هرچه كردار او صالح و بادوام باشد، نشان از نماز واقعی او دارد. امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ كسی است كه اهل علم و عرفان، به عظمتش معترفند؛ چنانكه مرجع بزرگ شیعه، مرحوم آیت الله العظمی اراكی ـ رحمه الله علیه ـ در وصف او فرموده‌اند: مردی به فداكاری و تقوای او هرگز ندیدم، تقوا و فداكاری به تمام معنی.[8] اگر در سخنان آن رامرد الهی دقّت كنیم، در می‌یابیم كه نماز او محلّ الهام‌های غیبی بوده است. آنگاه كه به بیان اسرار نماز سالكان و نمازگزاران می‌پردازد، گاهی به صراحت اعتراف می‌كند كه این مطلب از الطاف حق یا همان الهام‌های غیبی پروردگار بوده كه به او عطا كرده است، برای مثال، در جایی می‌فرمایند: و ما در رساله‌ی سرّ الصلوه، اسرار روحیه‌‌ی این تكبیرات و رفع ید را به طور لطیفی كه مذكور در آن رساله است، ذكر نموده‌ایم و آن از الطاف حق تعالی است به این مسكین و له الشكر و الحمد.[9] به یقین، فیض لطف حق به این گونه‌ی ویژه، شامل هر كس نخواهد بود، مگر خاصّان و مقرّبان درگاه او و اهل نماز واقعی. راه دیگر برای شناخت میزان پایبندی او به نماز، خاطرات شاهدان و نزدیكان آن مرد الهی است، كه چند نمونه را به عنوان نشانی از حقیقت نماز و نماز حقیقی‌اش بیان می‌كنیم:

حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ در وصف حال نمازگزاران مستغرق در جمال محبوب به این نكته اشاره می‌كنند كه آن هنگام نماز، از خود و نماز و عبودیت خویش هم غافل می‌شوند. و امّا از حال خود او بشنویم:

نوه‌ی امام ـ رحمه الله علیه ـ عاطفه اشراقی تعریف كرده‌اند: یادم هست كه در اوایل جنگ بود كه ناگهان صدای ضدّ هوایی به گوش ما رسید و ما چون به صدای ضد هوایی آشنایی نداشتیم، احساس كردیم كه هر صدا به منزله‌ی انفجار یك بمب است و سراسیمه به اتاق امام رفتیم، ولی امام در ایوان اتاق مشغول نماز خواندن و عبادت كردن بودند و گویی اصلاً صدایی نشنیده و اصلاً متوجّه ورود ما به اتاق نشده‌اند.[10] و باز می‌گویند: روز اولی كه شاه رفت، امام در نوفل لوشاتو فرانسه بودند و نزدیك به سیصد تا چهارصد خبرنگار اطراف منزل امام جمع شده بودند. دو سه سؤال از امام شد كه صدای اذان ظهر شنیده شد. بلافاصله امام محل را ترك كردند و فرمودند: وقت فضیلت نماز ظهر می‌گذرد.[11] این خاطره، انسان را به یاد توجّه به نماز امام عارفان امام علی ـ علیه السّلام ـ در جنگ و نماز عاشورای امام حسین ـ علیه السّلام ـ در آن میدان نابرابر می‌اندازد، آری، همین دو خاطره شاید گویای یك دنیا حقیقت و اخلاص است؛ او كه در نمازش خم ابروی یار می‌بیند، هیچ گاه حاضر نیست یار بر در باشد و او بر در غیر بایستد؛ خود ایشان در این باب توصیه فرموده‌اند: سالك الی الله و مجاهد طریق معرفت در هیچ حالی از احوال و طوری از اطوار از وظیفه‌ی عبودیت و حفظ محضر ربوبیت جلّت عظمته غفلت نكند، حتّی در امور عادیه...[12]

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . اسرار نماز، ص 12.

[2] . اسرار نماز، ص 14.

[3] . همان، ص 85.

[4] . همان، ص 80.

[5] . اسرار نماز، ث 12 ـ 13.

[6] . اسرار نماز، صص 13 ـ 14.

[7] . نهج البلاغه، نامه 27.

[8] . ویژه نامه‌ی روزنامه‌ی رسالت، (بهاریه‌ی بهمن)، 14 / 11 / 72.

[9] . آداب الصلوه، ص 377.

[10] . مجله‌ی زن امروز، شماره‌ی 1267، خرداد 69.

[11] . حبیب و محبوب، مؤسسه‌ی قدر ولایت، ص 48.

[12] . اسرار نماز، ص 60.

 

 

از زبان نزدیكان ایشان نقل شده است كه ایشان هیچ گاه نماز شب خود را ترك نكرد، حتّی در هواپیما. حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ هنگامی كه بر روی تخت بیمارستان بودند، به یكی از یاران خویش سفارش می‌كند كه هنگام نماز و اذان او را بیدار كند، هنگامی كه او از خواب برمی‌خیزد و می‌بیند كه او را بیدار نكرده‌اند، با ناراحتی می‌فرمایند: من هیچ گاه نماز خود را به تأخیر نینداخته‌ام، حال كه پایم لب گور است، چرا این كار را بكنم. به هر حال او به عمل معتقد بود و حتّی فرموده‌اند: جمیع علوم عملی است حتی علم التوحید را نیز اعمالی است قلبیه و قالبیه.[1] نگاه او به جهان غیر از نگاه ماست، ایشان فرموده‌اند: «عالم، مسجد ربوبیت است. باید مراقبه كنند كه با طهارت و صفای ظاهر و باطن در آن قدم نهند؛ كه بساط حق را غیر مطهرین نتوانند پای نهاد و بار مجالست با او را جز به صدیقین مخلصین ندهند.»[2] از این رو اوست كه در اوج یقین فرمود با «دلی آرام و قلبی مطمئن» از میان شما می‌روم؛ زیرا جز او را، جرأت این ادعا نیست. روحش شاد باد.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . آداب الصلواه، ص 171.

[2] . اسرار نماز، ص 60.

حميد گل مراد زاده- نماز و دانشگاه، ج 1، ص 349

 

 

بطور كلی می توان شرایط آداب نماز, را به دو بخش اصلی تقسیم كرد: 1. صفات و ویژگی های نمازگزار قبل از ورود به نماز. 2. آداب و شرائطی كه می بایست یك نماز گزار واقعی آنها را درحال نماز رعایت كند.
الف: در بخش اول از باب نمونه می توان به این امور اشاره كرد:
1. تقوی و ترك گناه: از امور مهمی كه بیش از هر چیز رعایتش برای نمازگزار واقعی ضروری است محافظت بر نفس و اعمال و رفتار خویش است یعنی دوری گزیدن از هر آنچه را كه خداوند متعال از انجام آن ناخشنود است و گناه و معصیت الهی بشمار می رود، چرا كه حقیقت گناه و معصیت چیزی جز آلودگی و نجاست و تیرگی نفس و جان آدمی نیست و برای نمازگزاری كه مدعی است می خواهد به معراج و ملكوت پرواز كند و هم آوا و هم سخن خداوند و فرشتگان شود.و با این كدورتها و آلودگی روحی و سنگینی گناه به ملكوت اعلی راه نمی یابد و با قلبی كه شیطان آن را تصرف كرده متوجه خدا نمی شود و با زبانی كه در اثر گناه لال شده با حضرت دوست سخن نمی گوید. از این روی در قرآن بر پرهیز از گناه و معصیت تأكید شده و می فرماید: « بگو ای اهل کتاب! بیایید به یک کلمه (ایمان)که مشترک بین ما و شماست ایمان آورید و جز خدا را نپرستیم و برخی دیگر را تحت سلطه قرار ندهیم.» [1]
و از صبر و نماز یاری جوئید و این كار سنگین و گران است مگر بر خاشعون. در اینجا صبر را به معنای عام از ما خواسته شده هم صبر بر سختی ها و ناگواری ها و هم صبر بر عبادت و هم صبر بر معصیت و پرهیز از شهوت ها و لذتهای نامشروع كه مبغوض خداوند هستند.
از طرفی در آیات و برخی روایات همین تقوی و پرهیز از معاصی را از یك نمازگزار واقعی، متوقع است و خواستار نتیجه واقعی و عینی نماز است یعنی نمازی می خواهد كه«تنهی عن الفحشاء و المنكر»[2] باشد رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید:«هر كس نمازش او را از فحشاء و منكر باز ندارد هیچ بهره ای جز دوری از خدا نبرده است»[3]
2. انفاق و اعطاء زكات و صدقه به مستمندان:
قرآن می فرماید:«به بندگان مؤمنم بگو: نماز را بپای دارند و در نهان و آشكار از آنچه روزیشان داده ایم انفاق می كنند.»[4] و در جایی دیگر در وصف نمازگزاران می فرماید:«آنها در اموالشان برای تقاضا كنندگان و محرومان حق معلومی را پرداخت می كنند»[5] پس معلوم می شود كه یك نماز گزار واقعی كسی است كه در حالی كه مواظبت بر اعمال و رفتار شخصی خود و عبادات خود دارد از مردم و محرومان جامعه فاصله نگرفته و از كمك و دستگیری افراد نیازمند و ناتوان غافل نیست و همواره با اعطاء صدقات واجب(زكات و خمس) و صدقات مستحبی و هر كمكی كه از دستش برآید برای نیازمندان كوتاهی نمی ورزد.
3. اطاعت از رسول و خاندانش: بی شك هر عبادت وكار خیری كه از آدمی سر می زند اگر رضایت و امضاءِ و تأیید پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمه ـ علیهم السّلام ـ در آن نباشد و آدمی نتواند عملاً مطیع و پیرو اصیل آن ذوات مقدس در همه ابعاد و رفتار وكردار نباشد آن عبادت اصلاً به سرانجام نمی رسد و هیچ ارزش و بهائی ندارد. از این رو پایبندی به اصل امامت و ولایت و رهبری ضروری است چرا كه نماز را جهت دار می كند و آنرا مقبول حق می گرداند.
قرآن كریم می فرماید:«و اقیموا الصلوه و آتوا الزكوه و اطیعوا الرسول ...»[6] نماز را بر پا دارید و زكات را بدهید و رسول خدا را اطاعت كنید تا مشمول رحمت او شوید.
4. امر به معروف و نهی از منكر:
یكی دیگر از اموری كه رعایت آن بر نمازگزار واقعی ضروری است، آن است كه علاوه بر مواظبت بر اعمال و رفتار خویش می بایست نسبت به افعال و كردار خانواده و نزدیكان خود و دیگر افراد جامعه خویش غافل و بی تفاوت نباشد و آنها را از منكرات بر حذر دارد و به سوی اعمال شایسته ترغیب سازد لذا می فرماید:«یا بنی اقم الصلوه و أمر بالمعروف و انه عن المنكر»[7] پسرم نماز را بر پا دار، و امر به معروف و نهی از منكر كن.
در روایتی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ شرایط نمازگزار واقعی را اینگونه برمی شمارد:«خداوند تبارك و تعالی می فرماید: همانا نماز كسی را قبول می كنم كه:1. در برابر عظمتم تواضع كند و برایم خاكسار باشد 2. برای رضای من از شهوات دوری جوید 3. روزهایش را با ذكر من به شب رساند 4. بر بندگانم فخر نفروشد 5. گرسنگان را سیر كند 6. برهنگان را بپوشاند 7. بر مصیبت دیدگان رحم كند 8. بی پناهان را پناه دهد.[8]
ب) اما شرایط و آداب نمازگزار واقعی در خود نماز:
قبل از بیان این صفات باید دانسته شود كه برای نماز غیر از این صورت ظاهری، حقیقت و باطنی است كه دارای آدابی مخصوص به خود است و چنانچه ظاهر آن را آدابی است كه مراعات آنها ضروری است بطوری كه اگر آنها را رعایت نكند موجب بطلان و نقصان نماز صوری است؛(مانند رعایت نكردن آداب و احكام شرعی و فقهی نماز همچون طهارت ظاهری بدن و لباس و مكان از نجاسات ظاهری و صحت وضو و افعال و اذكار نماز) همینطور برای نماز آدابی است به نام آداب قلبیه و باطنیه كه با مراعات ننمودن آنها نماز معنوی باطل و ناقص می شود.[9]
بدین جهت مراعات و محافظت بر تمام آداب ظاهری و باطنی نماز امری است ضروری، چرا كه نمازی كه مقبول حق واقع شود همین نماز است. امام صادق ـ علیه السّلام ـ می فرماید: كسی كه نماز واجب خود را در اول وقت ادا كند و حدود آنها را حفظ نماید، فرشته ‌آنرا سپید و پاكیزه به آسمان می برد و نماز به نمازگزار می گوید خدا تو را نگاه دارد همان گونه كه مرا نگاه داشتی ... و كسی كه نمازهایش را بی سبب به تأخیر بیندازد و حدود آنها را حفظ نكند، فرشته نماز او را سیاه و تاریك به آسمان برد در حالی كه نماز با صدای بلند به نمازگزار گوید مرا ضایع كردی خدای تو را ضایع كند آنچنانكه مرا ضایع كردی و خدا تو را رعایت نكند آنچنان كه تو مرا رعایت نكردی»[10]
اما برخی از آداب باطنیه این سلوك روحانی و معجون الهی كه یك نمازگزار واقعی باید بر آنها مواظبت كند عبارتند از: 1. خشوع: یعنی خضوع و فروتنی كامل در برابر هیبت و عظمت جمال و جلال محبوب. «قد افلح المؤمنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون»[11] همانا رستگار شدند مؤمنانی كه در نمازشان خاشع اند.
2. طمأنینه: به این معنا كه نمازگزار عبادت و نماز خود را از روی سكونت قلب و اطمینان خاطر بجا آورد زیرا اگر عبادت را با حال اضطراب قلب و تزلزل بجا آورد آن عبادت هیچ اثر و فایده ای بر روح و قلب انسان نمی گذارد.
3. محافظت نماز از تصرف و سرقت شیطان: قرآن در وصف مؤمنین می فرماید: الذین هم علی صَلَواتِهم یحافظون»[12] مؤمنین كسانی هستند كه بر نمازهایشان محافظت و مراقبت دارند و این محافظت در تمامی حالات و مسائل و مراتب نماز است كه یكی از مهمترین مراتب، حفظ آن از تصرف غاصبانه شیطان است چنانكه می دانیم شیطان دشمن قسم خورده انسان است«فبعزتك لاُغوینكم اجمعین»[13] پس به عزت تو قسم همه آنها را گمراه می كنم مگر بندگان مخلَص .... . از این روی همواره در همه جا و همه اوقات این سارق و ره زن، در كمین مؤمنین و كالاهای ناب آنان است لذا می بایست تلاش و مواظبت كامل بر نماز و عبادات داشت.
4. نشاط و بهجت: می بایست نمازگزار وقتی و ساعتی را به نماز اختصاص بدهد كه فارغ از همه چیز باشد به گونه ای كه دارای نشاط و شادابی و تازگی باشد و هرگز در زمان خستگی و كسالت و بی حالی نماز و عبادت را بر خود تكلیف نكن در قرآن آمده«در حال مستی به نماز نزدیك نشوید»[14] كه در برخی روایات مستی را به كسالت تفسیر كرده اند.[15] امام حسن عسكری ـ علیه السّلام ـ می فرماید: هنگامی كه قلوب نشاط و بهجت دارند به آنها امانت بسپارید و وقتی كه گریزان اند آنها را واگذارید»[16]
5. حضور قلب: یكی از مهمترین آداب قلبیه كه خود مفتاح قفل كمالات و باب الابواب سعادت است حضور قلب است سخن در این باب بسیار است اما اجمالاً یكی از مراتب حضور قلب این است كه قلب نمازگزار در وقت عبادت از همه جا و همه چیز غیر از جمال حق تعالی فارغ و منصرف شود، باجان و قلب خویش خود را فقط در محضر محبوب ببیند و جز او چیزی را مشاهده نكند رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید:«خدا را عبادت كن چنانچه گویا او را می بینی و اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند»[17]
در اهمیت حضور قلب همین بس كه روایات فراوان داریم كه نمازی و یا مقداری از نماز مقبول حق واقع می شود كه حضور قلب در آن باشد. از امام صادق ـ علیه السّلام ـ روایت شده كه «همانا بالا رود از نماز بنده از برای او نصف یا ثلث یا ربع یا خمس نماز پس بالا نمی رود برای او مگر آنچه را اقبال به قلب نموده است به آن و ما مأمور شده ایم به نافله ها و نمازهای مستحبی تا نقص نمازهای واجب كامل و تمام شود»[18]
6. اخلاقی در عبادات: به این معنا كه عبادت و نماز را فقط و فقط برای رضای او انجام دهد و از هر آنچه كه شائبه غیر خدائی دارد عملش را تصفیه و پاك نماید تا آنجا كه برای ترس از جهنم و یا ثواب و پاداش هم نخواند.[19]


[1] . آل عمران، آیه 64.
[2] . سوره عنكبوت، آیه 45.
[3] . محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 82، ص 198.
[4] . سوره ابراهیم، آیه 31.
[5] . معارج آیات 24 و 25.
[6] . سوره نور، آیه 56.
[7] . سوره لقمان، آیه 17.
[8] . بحار الانوار، ج 69، ص391.
[9] . ر.ك، روح الله خمینی(قدس)، آداب نماز، ص 2 ـ 5، مؤسسه نشر و تنظیم آثار امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ چاپ اول 1370.
[10] . شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 3، ص 90، كتاب الصلوه، ابواب المواقیت باب 3، حدیث 17.
[11] . سوره مؤمنون، آیات 1 و 2.
[12] . سوره معارج، آیه 44. همچنین سوره مؤمنون آیه 9.
[13] . سوره ص، آیات 82 و 83.
[14] . سوره نساء، آیه 43.
[15] . آداب الصلوه، ص 24.
[16] . بحارالانوار، ج75، ص 377، كتاب االروضه, باب 29، حدیث 3.
[17] . بحارالانوار، ج 74، ص 74، كتاب الروضه، باب 4، حدیث 3.
[18] . شیخ صدوق، علل الشرایع، ج 2، ص 327، باب 24، حدیث 2.
[19] . ر.ك، آداب الصلوه، ص 160 ـ 179.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/07/20ساعت 23:14  توسط R.K  | 
چرا

شرایط کنونی مانند جنگ احزاب است؟  

هنوز از عمر حکومت پیامبر بیش از پنج سال نگذشته بود که دشمنان از سرعت گسترش دین  رسول خدا به وحشت افتادن و شروع به  توطئه وتفرقه در صفوف مسلمین کردند. دقیقا  هنوز چند صباحی از عمر پر  برکت انقلاب اسلامی نگذشته بود که دشمنان انقلاب صفوف خود را متحد کرده و اختلافات خود را کنار گذاشتند وتوطئه شان را علیه انقلاب آغاز نمودند. دراستای پروژه ساقط کردن انقلاب  در پی مهره سازی در درون نظام نمودن تا در فرصتی  لازم آنان را  بکارگیرند در این سیر نوچه پروری کام عوامل خود را به شیرینی دنیا شیرین نمودند هرچه عمر انقلاب گذشت خورشید انقلاب اسلامی پرتو افکنی اش بیشتر ، و گرایش مردم جهان به انقلاب بیشتر می شد همین امر باعث حقد و کینه دشمنان به اسلام وانقلاب می شد.لذا تنها راه مانده برایشان حمله به انقلاب و اسلام بود. وقتی زمزمه  تحریم و حمله  علیه ملت ایران شروع شد . عاملان آنان  در داخل شروع به نق نق ونا امید کردن،و ایجاد جنگ روانی در مردم  این انقلاب شکوهمند نمودند گویا هنوز بعضیها رسالت نا امید کردن مردم.تخزیب نظام را بر عهده دارند اما در این میان ملت قهرمان  از امتحان الهی سر بلند بیرون آمدند. و دو دلان و منافق صفتان رسوا شدند و از این اتحاد مردم ، خداوند رعب وحشت را در دل دشمنان اسلام وانقلاب قرار داد.به همین خاطر دشمنان اسلام وانقلاب دست دوستی بسوی کشور های منطقه دراز کرد و با آنان رایزنی نمودند که به بهانه های مختلف برای جمهوری اسلامی مشکل درست کنند  با وجود این شاخصها رهبر معظم انقلاب  با اشاره به صف آرایی فرقه‌های مختلف «ضداسلامی و ضدحقیقت» در مقابل دین مبین اسلام افزودند: شرایط کنونی مانند جنگ احزاب است و تجلی وحدت و عظمت امت اسلامی در حج، می‌تواند روحیه جبهه دشمنان اسلام را در هم بشکند.

در راستای سخنان رهبر معظم  انقلاب  تکلیف ما امروز حفظ وحدت در جهان اسلام ،شناخت دشمنان پیدا و پنهان اسلام وانقلاب ،داشتن بصیرت دینی و اسلامی میباشد، تا با حلقه وحدت مسلمین، چون خندق در جنگ احزاب از نفوذ دشمنان در صفوف  مسلمانان جلو گیری کنیم و امت واحده بودن را به اثبات برسانیم.به یقین باید بدانیم  دشمنان اسلام به هر ترفند قصد ورود در جبهه  مسلمین را دارند و حج  ابراهیمی نمایش عزت و  عظمت، اقتدار و وحدت مسلمانان است که این توطئه را به شکست میکشاند. 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/07/20ساعت 22:29  توسط R.K  | 
احمدي‌نژاد: نماز بي‌ولايت‌ بي‌نمازي است

خبرگزاري فارس: رئيس جمهور با بيان اينكه نماز بي‌ولايت‌ بي‌نمازي است، گفت: قربت الي‌الله هم با ولايت است و نقطه نهايي كمال بشر امام است و امام نقطه برجسته بر خلق و حجت خدا بر خلق است.


به گزارش خبرگزاري فارس از بيرجند، محمود احمدي‌نژاد صبح امروز در ادامه سخنان خود در نوزدهمين اجلاس سراسري نماز اظهار داشت: همه ائمه(ع) مصداق صراط مستقيم هستند، زيرا صراط مستقيم راه وصول به كمال الهي است.
وي نماز بي امام را بي‌روح و بي‌حقيقت خواند و افزود: نماز اول‌وقت اقتداي به امام است و اقامه آن اقامه اخلاص و برپايي پرچم معرفت است و گام برداشتن و دل دادن به امام است.
رئيس جمهور كشورمان تاكيد كرد: كسي كه خدا و امام را نشناسد گمراه است و بايد توجه داشت شناخت اين اينها دو روي حقيقت است.
احمدي‌نژاد همه عبادات را براي نيل به كمال خواند و امام را در بالاترين نقطه بندگي خواند و گفت: بندگي خدا بر امامت و رسالت تقدم دارد و امامان اصول كرم هستند و رحمت‌الله واسعه هستند و گنجينه علم به شمار مي‌آيند.
وي ائمه را نور خدا خواند كه خاموش نمي‌شوند و اظهار داشت: اقامه نماز توجه به امام، حركت در مسير عدالت، عشق و محبت و تلاش با رهبري امام صالح، اقامه همه خوبي‌ها و كمالات و زيبايي‌ها است.
رئيس جمهور كشورمان گفت: نوري كه امروز از جمهوري اسلامي به نقاط مختلف دنيا صادر مي‌شود نوري واقعي و مخلصانه است و نمازگزاران حقيقي مناديان حق و برپاكنندگان عدالت هستند.
احمدي‌نژاد افزود: رئيس‌جمهوري به من گفت شما چرا با ديگر مردم دنيا متفاوت هستيد و ما اخبار ايران را دقيقه به دقيقه دنبال مي‌كنيم و در ايران چه خبر است كه برخي به شما حمله مي‌كنند و چه شده كه عده‌اي و برخي از كشورها همراهي با ايران را طلب مي‌كنند.
وي تاكيد كرد: آنها با ملت ايران هستند چون بيان ملت ايران بيان و زبان فطرت‌ها است و انسان‌ها در فطرت خود هم‌زبانند.
رئيس جمهور كشورمان افزود: امروز همه ملت‌ها با ملت ايران احساس هم‌زباني مي‌كنند و استكبار با ايران مخالف است چون ملت ايران خدا را عبادت مي‌كند، اما مستكبران مي‌خواهند به جاي خدا باشند و كشورها در خدمت آنان باشند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/07/20ساعت 22:8  توسط R.K  | 

 

حالتي است كه عواملي چون محيط زيست شرائط آب و هوايي,‌ نوع تغذيه، عوامل جغرافيايي, دماي محيط و نحوه زندگي و نژاد حالتي را از نسلي به نسل ديگر انتقال مي دهد و آن حالت ارثي است اين حالت ها در افراد مختلف متفاوت بوده و بعضي از افراد بدنشان گرايش به حالت اسيدي داشته كه اين حالت را از نظر طب قديم (طبع سرد)‌ مي نامند. و اين طبع تا آخر عمر با شخص بوده و تغييري نمي كند.

و اما افرادي كه بدنشان گرايش بسوي بازي (قليايي) دارند به آن دسته از افراد مي گوييم كه از طبع گرمي برخوردارند.

و اما طبع معتدل طبعي است ميان سرد و گرم كه در واقع حالت تعادل را دارد و عموما اينگونه افراد نسبت به دو گروه ديگر كم بوده و كمتر دچار انواع بيماري ها مي شوند. يعني pH بدن اينگونه افراد بيشتر حالت تعادل را دارد و براحتي تغيير نمي كند.

نتيجه:‌ پس طبع سرد كه ارثي است و افرادي كه داراي چنين طبعي هستند اگر در مورد غذاي مصرفي روزانه خود دقيق نباشند بيشتر در معرض بيماري ( MS ) ‌ قرار مي گيرند. زيرا مواد غذايي هم مثل انسان داراي طبايع مختلف بوده و بايد مورد مطالعه و بررسي قرار گيرد تا طبع مواد غذايي مشخص شود در غير اين صورت افراد دچار انواع بيماري ها خواهند شد.

بعنوان مثال:‌ آيا تاكنون انديشيده ايد كه فرق ماست با ترشي و خرما چيست؟‌

هر كدام چه اثرات مفيد يا مخربي را در مغز و ساير اندام هاي بدن ايجاد مي كنند يا خير؟‌

بدن انسان هم از اندام هاي مختلفي تشكيل شده و هر كدام داراي طبع مختلفي هستند كه مختصري به آن مي پردازيم. جالب توجه اين كه بدن انسان از اندام هاي مختلفي تشكيل شده است مانند:

مغز,‌ كليه ها,‌ كبد,‌ استخوان ، سيستم گوارش و امثالهم... از نظر طب قديم هر كدام از اين اندام ها داراي طبع خاصي بوده كه بايد مورد شناسايي قرار گيرد, تا اشخاص در نوع غذاي مصرفي خود دقت بيشتري را مبذول دارند.

بعنوان مثال ‌سيستم مغز و اعصاب (اعصاب مركزي) از طبع سردي برخوردار است يعني اين اندام گرايش بحالت ا سيدي دارد و اگر افراد از غذاهاي سردي بخش (‌اسيدي)‌ مرتب استفاده نمايند اين عضو حساس را دچار اختلال و بيماري خواهند نمود از جمله ( MS )‌,‌ براي درك بيشتر اين مطلب ناچاراً اصطلاح (pH )‌ را بايد توضيح دهم تا مسائل براي شما عزيزان روشن تر شود و علت بيماري خود را بدانيد و با رعايت مسائل بيان شده خود را از اين حالت نجات دهيد. انشاء‌ الله
+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/07/20ساعت 22:0  توسط R.K  | 

هو الشافي

درمان با گياهان دارويي

(بر اساس طب سنتي)

عرضه كننده داروهاي مفرده و تركيبي

تقويتي هاي گياهي

متابوليسم(تنظيم كننده سوخت و ساز بدن)

ملين هاي گوارشي

آرامش بخش هاي اعصاب

تصفيه كننده خون

سرما خوردگي- سرفه-آسم-برونشيت – تنگي نفس

كاهش چربي خون – فشار خون

 تنظيم تغذيه براي لاغري و چاق شدن

 

تسكين دهنده روماتيسم- دردهاي مفصلي   

سردردهاي مختلف

و موارد ديگر

تماس ازشما      ارائه از ما

شماره تماس:09123209813

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/07/20ساعت 21:54  توسط R.K  | 
 

 

 
 
RSS
 
 
 
 
 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/07/20ساعت 21:6  توسط R.K  |