|
تاکید رهبر معظم انقلاب بر همبستگی مردم با قوای سه گانه بهویژه قوه مجریه رهبر انقلاب اسلامی زمینه تأکید کردند: ملتی که دهه 60 را با آن دشواریها و کمبودها تحمل کرده است، امروز در پرتو پیشرفتهای عظیم، به آینده خود امید و اعتماد بیشتری دارد و به همین علت در مقابله با توطئه گران میایستد.
به گزارش همت آنلاین به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، رهبر معظم انقلاب اسلامی پس از استقبال با شکوه مردمی و زیارت حضرت معصومه (س) در اجتماع عظیم مردم در میدان آستانه شهر قم حضور یافته و به ابراز احساسات گرم و صمیمانه آنان پاسخ گفتند.
میلاد با سعادت خورشید خراسان علی بن موسی الرضا بر همه ی شیعیان مبارک باد
بسم الله الرحمن الرحیم نیایش شهید دکتر مصطفی چمران قبل از شهادت
من اعتقاد دارم که خدای بزرگ انسان را به اندازه درد و رنجی که در راه خدا تحمل کرده است پاداش می دهد، و ارزش هر انسانی به اندازه درد و رنجی است که در این راه تحمل کرده است، و می بینیم که مردان خدا بیش از هر کس در زندگی خود گرفتار بلا و رنج و درد شده اند، علی بزرگ را بنگرید که خدای درد است که گویی بند بند وجودش با درد و رنج جوش خورده است. حسین را نظاره کنید که در دریایی از درد و شکنجه فرو رفت که نظیر آن در عالم دیده نشده است ، و زینب کبری را ببینید که با درد و رنج انس گرفته است . درد دل آدمی را بیدار می کند ، روح را صفا می دهد ، غرور و خود خواهی را نابود می کند. نخوت و فراموشی را از بین می برد ، انسان را متوجه وجود خود می کند . انسان گاهگاهی خود را فراموش می کند ، فراموش می کند که بدن دارد، بدنی ضعیف و ناتوان که، در مقابل عالم و زمان کوچک و ناچیز و آسیب پذیر است ، فراموش می کند که همیشگی نیست، و چند صباحی بیشتر نمی پاید، فراموش می کند که جسم مادی او نمی تواند با روح او هم پرواز شود، لذا این انسان احساس ابدیت و مطلقیت و غرور و قدرت می کند، سرمست پیروزی و اوج آمال و آرزوهای دور و دراز خود ، بی خبر از حقیقت تلخ و واقعیتهای عینی وجود ، به پیش می تازد و از هیچ ظلم وستم رو گردان نمی شود. اما درد آدمی را به خود می آورد ، حقیقت وجود او را به آدمی می فهماند و ضعف و زوال و ذلت خود را درک می کند و دست از غرور کبریایی برمی دارد ، و معنی خودخواهی و مصلحت طلبی و غرور را می فهمد و آن را توجه نمی کند . خدایا تو را شکر می کنم که با فقر آشنایم کردی تا رنج گرسنگان را بفهمم و فشار درونی نیازمندان را درک کنم . خدایا هدایتم کن زیرا می دانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است . خدایا هدایتم کن که ظلم نکنم زیرا می دانم ظلم چه گناه نابخشودنی است . خدایا ارشادم کن که بی انصافی نکنم زیرا کسی که انصاف ندارد ، شرف ندارد . خدایا راهنمایم باش تا حق کسی را ضایع نکنم که بی احترامی به یک انسان همانا کیفر خدای بزرگ است. خدایا مرا از بلای غرور وخودخواهی نجات ده تا حقایق وجود را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم . خدایا پستی دنیا و ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه گر ساز تا فریب زرق وبرق عالم خاکی مرا از یاد تو دور نکند . خدایا من کوچکم ، ضعیفم ، ناچیزم ، پر کاهی در مقابل طوفانها هستم . به من دیده عبرت بین ده تا ناچیزی خود را ببینم و عظمت و جلال ترا براستی بفهمم و بدرستی تسبیح کنم . ای حیات با تو وداع می کنم با همه زیباییهایت ، با همه مظاهر جلال و جبروت ، با همه کوهها و آسمانها و دریاها و صحراها ، با همه وجود وداع می کنم . با قلبی سوزان و غم آلود به سوی خدای خود می روم و از همه چیز چشم می پوشم. ای پاهای من ، می دانم شما چابکید، می دانم که در همه مسابقه ها گوی سبقت از رقیبان ربوده اید ، می دانم فداکارید ، می دانم که به فرمان من مشتاقانه به سوی شهادت صاعقه وار به حرکت در می آئید ، اما من آرزوئی بزرگتر دارم ، من می خواهم که شما به بلندی طبع بلندم ، به حرکت در آئید ، به قدرت اراده آهنینم محکم باشید ، به سرعت تصمیمات و طرحهایم سریع باشید . این پیکر کوچک ولی سنگین از آرزوها ونقشه ها وامیدها ومسئولیتها را به سرعت مطلوب به هر نقطه دلخواه برسانید .ای پاهای من در این لحظات آخر عمر آبروی مرا حفظ کنید . شما سالهای دراز به من خدمت کرده اید ، از شما می خواهم که در این آخرین لحظه نیز وظیفه ی خود را به بهترین وجه ادا کنید . ای پاهای من سریع وتوانا باشید ، ای دستهای من قوی ودقیق باشید ، ای چشمان من تیزبین وهوشیار باشید ، ای قلب من ، این لحظات آخرین را تحمل کن ، ای نفس ، مرا ضعیف وذلیل مگذار ، چند لحظه بیشتر با قدرت واراده صبور وتوانا باش. به شما قول می دهم که چند لحظه دیگر همه شما در استراحتی عمیق وابدی آرامش خود را برای همیشه بیابید وتلافی این عمر خسته کننده واین لحظات سخت و سنگین را دریافت کنید. چند لحظه دیگر به آرامش خواهید رسید،آرامشی ابدی.دیگر شما را زحمت نخواهم داد.دیگر شب و روز استثمارتان نخواهم کرد. دیگر فشار عالم و شکنجه روزگار را بر شما تحمیل نخواهم کرد.دیگر به شما بی خوابی نخواهم داد و شما دیگر از خستگی فریاد نخواهید کرد. از درد و شکنجه ضجه نخواهید زد. از گرسنگی و گرما و سرما شکوه نخواهید کرد. و برای همیشه در بستر نرم خاک، آرام و آسوده خواهید بود. اما این لحظات حساس ،لحظات وداع با زندگی و عالم، لحظات لقای پروردگار، لحظات رقص من در برابر مرگ باید زیبا باشد. خدایا! وجودم اشک شده ، همه وجودم از اشک می جوشد ، می لرزد ، می سوزد و خاکستر می شود. اشک شده ام و دیگر هیچ ، به من اجازه بده تا در جوارت قربانی شوم و بر خاک ریخته شوم واز وجود اشکم غنچه ای بشکفد که نسیم عشق و عرفان وفداکاری از آن سرچشمه بگیرد . خدایا تو را شکر می کنم که باب شهادت را به روی بندگان خالصت گشوده ای تا هنگامی که همه راهها بسته است و هیچ راهی جز ذلت و خفت و نکبت باقی نمانده است مسح توان دست به این باب شهادت زد و پیروزمند و پر افتخار به وصل خدائی رسید. والسلامرهبری به آیت الله یزدی:چون به من وابستگی دارید،مرجعیت مرا ترویج نكنید
ایشان به من گفتند: چون شما به من وابستگی دارید از این به بعد صحیح نمی دانم ترویج مرا به عهده بگیرید و در مجامع عمومی از من تعریف كنید و در یك كلام به بنده گفتند، من راضی نیستم؛ این نشان از تواضع بسیار بالای معظمله است؛ جالب است بدانید كه ایشان درس خارجی را شروع كرده بودند، من تصمیم گرفتم كه در آن كلاس شركت كنم؛ در دو یا سومین جلسه بود كه به من گفتند، شما چرا می آیید؟ گفتم بالاخره درس است و من هم علاقهمندم شركت كنم؛ ایشان گفتند من راضی نیستم،
آیت الله محمد یزدی، رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، می گوید، «من از روزی كه آیت الله خامنه ای، امام جماعت یكی از مساجد شهر مشهد بود تا الآن كه ولیامر مسلمین میباشد، آشنا هستم و اولین كسی بودم كه به صورت رسمی و از رسانه های عمومی مرجعیت مقام معظم رهبری را اعلام كردم؛ البته این كار من در ابتدای امر، واكنش های بسیار زیاد و متفاوتی را در سطح جامعه علمی و سیاسی آن روز برانگیخت؛ اما كسانی كه آن روز از من خرده می گرفتند و ناراحت بودند كه چرا مرجعیت رهبر معظم انقلاب را اعلام كرده ام، امروز از علاقه مندان و ارادتمندان ایشان هستند»؛ او حتی از واكنش شخص مقام معظم رهبری هم پس از این كارش نیز سخن می گوید؛ در آستانه سفر رهبری به قم حوزه نیوز در گفتوگو با دبیر شورای عالی حوزههای علمیه، ابعاد شخصیتی و علمی رهبری انقلاب، را مورد واكاوی قرار داده، آنچه در پی میآید حاصل این گفتوگواست. *شناخت شما از آیت الله العظمی خامنه ای، به چه زمانی بر می گردد؟ ایشان برای گذراندن دوره تحصیلی در برهه ای از زمان در قم حضور داشتند، و در درس امام راحل شركت می كردند؛ البته من هم در همان درس امام راحل شركت می كردم؛ اما در آن زمان با ایشان خیلی آشنا نبودم؛ چون در درس های خارج فقه، رسم حوزه های علمیه بر این است كه هر سه یا چهار نفر با هم، هم مباحثه و با یكدیگر مأنوس هستند، تا به درجاتی برسند؛ و گروه ما با گروه ایشان تفاوت داشت؛ آشنایی بنده با ایشان به قبل از انقلاب ، بر می گردد، من برای زیارت، به مشهد مقدس مشرف شده بودم؛ برای اولین بار در مسجدی كه ، جلسات وعظ و خطابه داشتند، و در حال بیان یك خطبه تاریخی برای اهداف انقلاب بودند؛ متوجه شدم كه جلسه، جلسه ویژه ای بود و طبعا تناسبات و علایق روحی ما ایجاب می كرد كه به ایشان نزدیك شویم؛ ایشان در آن زمان از شخصیت های علمی و انقلابی مشهد بودند در جریانات كشور نیز نقش داشتند؛ بنابر این جواب این سؤال كه از چه زمانی با ایشان آشنا شدم، این است كه من از روزی كه ، امام جماعت یكی از مساجد شهر مشهد بود تا الآن كه به عنوان رهبر، نظام اسلامی را اداره میكنند، آشنا هستم؛ و این نعمت خدا برای من است و امیدوارم همین نعمت تا آخر زندگی با من باشد. * آیا بعد از آن سخنرانی ایشان در مشهد كه سرآغاز آشنایی تان بود، مشكلی از سوی رژیم شاه، برای آقا، به وجود نیامد؟ در دوره ای، بسیاری از افراد به نقاط مختلف تبعید شدند، كه مقام معظم رهبری هم، به ایرانشهر تبعید شدند؛ با وجود آن كه در ایرانشهر شیعه و سنی وجود داشت، اما ایشان، با كلام شیوای خود، نفوذی ایجاد كرده بودند كه بركات آن به وضوح دیده می شد. *روابط شما در دوران پس از انقلاب با مقام معظم رهبری، چگونه ادامه پیدا كرد؟ در دوره هایی مانند اوایل انقلاب، معمولا نام افرادی كه در جریان انقلاب قرار داشتند، برده می شد؛ ما هم سعی می كردیم با مقام معظم رهبری آشناتر و به ایشان نزدیك تر شویم، تا بتوانیم علاوه بر استفاده از شخصیت معظمله، به نوبه خود با ایشان، همراهی داشته باشیم. در دوره ریاست جمهوری آقا، من به تدریج با فضائل اخلاقی، شخصیتی و علمی ایشان بیشتر آشنا شدم؛ گاهی دفترشان رفت و آمد داشتیم، تا این كه جریان بازنگری قانون اساسی پیش آمد؛ حضرت امام(ره) دستور بازنگری قانون اساسی را صادر كردند؛ و نام من هم در نوشته حضرت امام(ره) آمده بود كه باید در این بازنگری باشیم؛ ریاست آن هم با رئیس جمهور وقت یعنی حضرت آیت الله خامنه ای بود، و جناب آقای هاشمی هم نائب رئیس بودند؛ در اولین جلسه، من به همراه آقای دكتر حبیبی، به عنوان منشی انتخاب شدیم؛ اولین كاری كه باید انجام می شد، تهیه آیین نامه بود، من به همراه آقای حبیبی آن را تهیه كردیم؛ كم كم دوران كسالت حضرت امام(ره) پیش آمد و به همین دلیل رفت و آمد های مقام معظم رهبری و آقای هاشمی به بیت امام(ره)، بیشتر شد، و از همین رو بود كه ریاست جلسه را به من می سپردند؛ برای اداره این جلسات لازم بود كه بیشتر از قبل با دفتر ایشان ارتباط داشته باشیم؛ در همین رفت و آمدها بود كه با روحیات، خلوص رفتاری و شخصیت والای علمی ایشان بیشتر از قبل آشنا شدم، و این را دریافتم كه در روحیه ایشان هوی و هوس نیست. *آیا ایشان در طول دوران ریاست جمهوری خود، بحث های طلبگی هم داشتند؟ بله با این كه ایشان رئیس جمهور بودند و مسئولیت شان سنگین بود، در یك مقطع زمانی به بنده گفتند كه من همیشه یك بحث طلبگی و آخوندی داشتم، و الآن هم می خواهم كه چنین جلسه ای داشته باشیم؛ از من پرسیدند چه كسانی، برای برگزاری چنین جلسات فقهی و علمی مناسب تر هستند، افرادی را برای برپایی این جلسات طلبگی انتخاب كردیم؛ مكرراً از همان ابتدا، از ایشان شنیده ام كه گفته اند، «من هیچ گاه طلبگی و كار علمی را رها نكردم»؛ جالب است بدانید این جلسات علمی از آن زمان تا كنون، همچنان ادامه دارد. *قدرت علمی مقام معظم رهبری را با وجود شركت در این جلسات علمی كه تا كنون نیز ادامه دارد چگونه تبیین می كنید؟ در جریان همین جلسات بود بیشتر با توان علمی ایشان آشنا شدم؛ در مسائلی كه بحث و استدلالات و اثبات و نفی هایی كه می شد، واقعا تبحر داشتند؛ شنیده اید برای مجتهدین، علوم مختلفی از جمله ادبیات، رجال، درایه، تفسیر، حدیث و ... لازم است؛ زیرا این ها، علومی هستند كه باید در مقدمات اجتهاد باشد؛ از جمله مهمترین علوم، علم رجال است، معمولا در علم رجال كمتر كسی حالت تخصصی وجود دارد، مگر بعضی از شخصیت هایی كه كتاب هایی در این زمینه نوشته اند؛ من در جریان همین جلسات علمی بود كه متوجه شدم، آقا، در این رشته یعنی علم رجال، در ردیف متخصصین قرار گرفته اند؛ چون نام یك رجالی كه در سلسله حدیث پیش می آمد، می دیدیم كه خصوصیات آن شخصیت را با تمام جزئیات ذكر می كردند؛ اصلا ایشان، یك دوره پژوهش و تحقیق كامل در مورد زمان ائمه(ع) و 14معصوم(ع)، یعنی یك شرح كامل از پیامبر(ص) تا امام زمان(عج)، داشتند؛ چرا كه در این دوره بود كه شرح حالات ائمه(ع) را نیز بررسی می كردند؛ به رجال، حدیث و روایت، مخصوصا در زمان صادقین(ع) هم آشنایی كاملی پیدا كردند و این امتیاز در حقیقت در ایشان دیده می شد؛ *می توان گفت، برگزاری همین جلسات مقدمه ای برای روشن تر شدن بعد علمی مقام معظم رهبری بود؟ طبعا علائم مسئله اجتهادی و علمی و مرجعیت، كه متكی به مبانی تعیین شده است، برای مقام معظم رهبری در همین جلسات، برایم روشن تر شد؛ علت این كه پس از رحلت امام خمینی(ره) و رحلت بعضی از مراجع مطرح در قم، بنده مرجعیت را اعلام كردم، این نكته بود كه بنده در طول این فاصله زمانی و جلساتی كه از زمان ریاست جمهوری مقام معظم رهبری برگزار شد، به پایه علمی و قدرت استنباط و اجتهاد و در حقیقت بنیه اجتهادی و استدلالی ایشان و همچنین تسلط بر علوم مختلفی كه باعث اجتهاد است، پی بردم و دیدم، در ردیف متخصصین قرار گرفته اند؛ به همین دلیل وظیفه شرعی خودم دیدم، كه مرجعیت ایشان را اعلام كنم. فكر می كنم اولین كسی كه مرجعیت مقام معظم رهبری را در رسانه های عمومی اعلام كرد، من بودم كه این مهم را در خطبه های نماز جمعه تهران اعلام كردم. *واكنش ها، پس از اعلام مرجعیت چگونه بود؟ بنده این كار را در شرایطی كه بسیاری از هم دوره ای ها و دوستان من مخالف آن بودند، صورت دادم؛ برخی همكاران و دوستان به من ایراد گرفتند و حتی با من دعوا كردند؛ جالب است بدانید، كسانی كه امروزه به موقعیت علمی و مرجعیت آقا سخت علاقه مند هستند، در آن روز به بنده ایراد می گرفتند كه چرا مرجعیت مقام معظم رهبری را اعلام كردم. *واكنش شخص مقام معظم رهبری نسبت به اعلام مرجعیت شان چه بود؟ ایشان به من گفتند: چون شما به من وابستگی دارید از این به بعد صحیح نمی دانم ترویج مرا به عهده بگیرید و در مجامع عمومی از من تعریف كنید و در یك كلام به بنده گفتند، من راضی نیستم؛ این نشان از تواضع بسیار بالای معظمله است؛ جالب است بدانید كه ایشان درس خارجی را شروع كرده بودند، من تصمیم گرفتم كه در آن كلاس شركت كنم؛ در دو یا سومین جلسه بود كه به من گفتند، شما چرا می آیید؟ گفتم بالاخره درس است و من هم علاقهمندم شركت كنم؛ ایشان گفتند من راضی نیستم، شما نباید بیایید، من را نهی كردند؛ فلسفه این كار، بعد ها برای من روشن شد؛ آدم می بیند كه بعضی ها دنبال این هستند كه شاگردان شناخته شده و رسالهای دشته باشند، اما مقام معظم رهبری خطاب به من فرمودند كه راضی نیستم در كلاس درس من باشی و من را ترویج كنی؛ مجموع این عوامل، نشان از عمق خلوص و صفا و تواضع شان دارد، این هم از جمله شرایط مرجعیت است؛ این امر مصداق بارز ترك هوی و هوس و دوری از ریاست و مقام است كه ایشان به معنای كامل كلمه، آن را به مرحله اجراء درآوردند. *بعد علمی و دانش فقهی مقام معظم رهبری و همچنین مرجعیت ایشان را بیشتر تشریح كنید؟ رتبه علمی یك مسئله است و مرجعیت رسمی مسئله دیگر؛ كم نیستند شخصیت هایی كه دارای مقامات برجسته علمی هستند، این طور نیست كه هركس ملا شد، بتواند مرجع باشد و یا هركس مرجع هست، درجات علمی فوق العاده بالایی دارد؛ این ها در حقیقت دو فصل حساب می شوند؛ در باره شخصیت علمی آیت الله خامنه ای، همان طور كه خود ایشان گفته اند، هیچ گاه طلبگی و در راه علم بودن را كنار نگذاشتند؛ حتی در سمت رهبری كه مسئولیت سنگینی است، كار علمی ایشان مداوم بوده و اوقاتی را به مطالعه اختصاص دادهاند؛ این یكی از خصوصیات ایشان است؛ ممكن است گاهی، فردی كه به عنوان شخصیت علمی شناخته می شود و واقعا هم عالم است وقتی وارد یك كار سیاسی و اجتماعی می شود، آهسته آهسته از نظر علمی ضعیف شود، بنیه علمی و حتی مبانی و اصول را فراموش كند، اما مقام معظم رهبری، بر عكس این دسته از افراد، با وجود قرار گرفتن در سمت بسیار مهم رهبری، از نظر علمی، روز به روز قوی تر شده اند و این یك امتیاز برای معظم له است؛ چرا كه هم در زمانی كه پست مهم ریاست جمهوری و هم زمانی كه به سمت رهبری رسیدند اشتغال تحصیلی شان را فراموش نكرده و كنار نگذاشته اند؛ * با وجود مشغلههای بسیار فراوان معظم له در اداره نظام اسلامی، چگونه كار علمی مداوم خود را دنبال می كنند؟ بعضی خیال می كنند كه ایشان چون مشغله رهبری دارند فرصت پرداختن به مباحث علمی را ندارند، در صورتی كه شخصیتهایی هستند كه در عین اشتغال به مسائل سیاسی به دلیل آوردن همان مسائل در كارهای علمی، بنیه علمی شان قوی تر می شود. برای نمونه مسئله ای در مورد «دیه» در دورانی كه ریاست قوه قضائیه به عهده بنده بود، برایم پیش آمد كه در رساله عملیه همه مراجع عنوان شده بود؛ اما تا رسیدیم به بحث اَنعام ثلاثه، مقام معظم رهبری به بنده گفتند، این بحث را بیاور در همان جلسات هفتگی ایشان در پاسخ به سؤالی كه داشتم گفتند، من تمام روایات در این زمینه را بررسی كردم و به یك نكته هم رسیده ام؛ وقتی آن را به من اعلام كردند؛ گفتم فتوای شما هم همین است، فرمودند، بله همین است؛ با این نظر شرعی بسیاری از كارهای قضایی ما تسهیل پیدا كرد؛ حتی ایشان در مورد همین فتوا كه به مشكلی برای ما در قوه قضائیه تبدیل شده بود، به قم آمدند و با بسیاری از مراجع، از جمله آیتالله العظمی گلپایگانی (ره) دیدار كردند و مشكل این مسئله را حل كردند. از این قبیل مسائل در فروعات مختلفی كه پیش آمده به ما نشان می دهد كه پایه علمی مقام معظم رهبری، بسیار بالا و در درجه ممتاز قرار دارند. *تدابیر مقام معظم رهبری در مدیریت حوادث را چگونه میبینید؟ در پاسخ به این سؤال باید ابتدا منظور از حوادث روشن شود؛ در متن قانون اساسی به عنوان یكی از شرایطی كه فقیه باید داشته باشد تا خبرگان او را برای رهبری انتخاب كنند، همین مسئله قدرت مدیریت امت اسلامی است،آیت الله خامنه ای نشان داده اند، آن را داشته و عملیاتی كرده اند. مقصود از مدیریت امت اسلامی از نظر ما، مدیریت حوادث است كه باز منظور از حوادث، مسائل جزئی فقهی نیست، بلكه منظور چیزهایی است كه به كل امت و جامعه بر می گردد و باید مشكل جامعه را حل كند؛ امام معصوم(ع) یا امام زمان(عج) خودشان در زمان غیبت، ارجاع دادهاند كه در حوادث به فقیه واجدالشرایط رجوع كنید، مقصود حوادثی است كه تصمیم گیری در رابطه با آن، نفع یا ضررش به همه امت می رسد؛ خوشبختانه در طول 20 سال رهبری آقا، با وجود آن كه به اندازه 100 سال حادثه برای كشور پیش آمد، اما مدیریت ایشان بعد از دوران امام راحل در حوادث بی نظیر است، یعنی كمتر كسی است كه می تواند در تصمیم گیری ها، همانند ایشان، هم سرعت و هم دقت داشته باشد و علاوه بر آن اصول را در تصمیم گیری رعایت كند. * حوادث دوران امام (ره) و مقام معظم رهبری، چه تفاوتهایی با هم دارند؟ همچنین اشارهای به شاخصهها تصمیم گیری ایشان، بفرمایید؟ در زمان امام (ره) حوادث مهمی وجود داشت، شاید سخت ترین حادثه برای ایشان، جنگ تحمیلی بود كه مسئولیت سنگین آن را، به عهده بزرگوارانی، در درجه اول آیت الله خامنه ای و بعد جناب آقای هاشمی، گذاشتند و غیر از جنگ حوادث دیگری مانند جریان بنی صدر و ... به وجود آمد كه باز شاهد مدیریت اصولی و صحیح امام راحل بودیم، اما حوادث زمان آیت الله خامنهای مثل محاصره اقتصادی، فتنه اخیر، احیانا بروز اختلافات در بین جمع های حساس كشور، مانند قوای سه گانه رخ می دهد، ایشان وظیفه داشته و دارند كه طبق قانون اساسی این مشكلات را رفع كند. در كل وقتی به حوادث دوران رهبری حضرت آیت الله خامنه ای نگاه می كنیم، می بینیم تصمیم گیری معظمله در حل این مشكلات، بسیار به جا بوده، مثلا عدهای در رابطه با آمریكا با رهبری گفت و گو می كردند، اما ایشان می گفتند؛ من هنوز نسبت به این ها بی اعتمادم؛ نمونه اخیرش اوباما است كه با شعار تغییر آمد؛ خیلی ها امیدوار بودند كه رابطه با آمریكا برقرار شود، اما رهبر معظم انقلاب می فرمودند؛ باید صبر كرد تا ببینیم چه می كنند؛ ایشان در رابطه با شعار تغییر اوباما تعبیر بسیار زیبایی را به كار بردند و گفتند، «اگرچه این ها یك دستكش مخملی در دست دارند، اما زیر این دستكش مخملی، مشت آهنی دارند»؛ این تعبیر بسیار زیبا و فنی است؛ یعنی بعضی ها در گفت و گوی سیاسی با نرم ترین كلمات حرف می زنند، اما هدف شان چیز دیگری است. این نكته مهمی است كه رهبری باید این قدرت را داشته باشد كه به عمق كلمات نرم دشمنان پی ببرد و فریب نخورد. مقام معظم رهبری در این فراز و نشیب ها مانند تحریم های اقتصادی، فتنه اخیر و از همه این ها مهمتر مسئله انرژی هسته ای و یا در مسائلی از قبیل ایجاد اعتماد به نفس در جامعه و بین مسئولین نظام، كه امام راحل آن را دنبال می نمودند، بیش از هر كس دیگری دنبال كردند و آن را در جامعه ایجاد نمودند. * تدبیر رهبر معظم له در مسئله انرژی هسته ای، چگونه بود؟ مسئله بسیار مهم انرژی هسته ای و موفقیت های كسب شده پیرامون آن، مستقیما زیر نظر رهبری معظم انقلاب است؛ ایشان بارها خطاب به مسئولان گفته اند كه می توانید خودتان كشور را اداره كنید، رشد كشور بستگی به رشد علم دارد و....، به خصوص در جریان انرژی هسته ای، ما به سمت سقوط و انقطاع می رفتیم؛ اما ایشان در دوره اول 4ساله آقای احمدی نژاد، فلسفه را برگرداندند؛ بقیه خیال می كنند كه دولت این كار را كرده، ولی من اینجا صریحا به شما می گویم اصلا مسئله انرژی هسته ای، فقط زیر نظر شخص رهبری بوده است، یعنی شخص رهبری تصمیمات اصلی را می گرفتند. * مدیریت مقام معظم رهبری در صحنههای سیاسی كشور را چگونه ارزیابی می كنید؟ تدبیر ایشان در مسائل داخلی و مخصوصا جریان فتنه، كه تقریبا همه مردم در جریان آن هستند، تدبیری جامع، گویا و كامل بود كه در مقاطع مختلف، كشور و ملت را نجات داده است؛ به طور مثال در جلسهای در خصوص فتنه اخیر من خیلی ناراحت بودم و می خواستم گریه كنم، اما آقا به من امیدواری دادند كه ناراحت نباش این مسئله هم میگذرد؛ یك شخصی همانند رهبر معظم انقلاب كه دراین سطح، مسئولیت امت اسلامی را دارد، من خیال می كنم امام عصر(عج) ایشان را كمك میكنند؛ البته من نمی گویم امام زمان(عج) به ایشان پیغام میدهند و یا ایشان به محضر امام (عج) میرسند، بلكه نمیگویم می شود، امام زمان (عج) ایشان را تنها بگذارند، چرا؟؛ چون در برخی قضایا، كل امت و جامعه اسلامی در معرض خطر قرار میگیرد و مقام معظم رهبری هم مسئولیت حفاظت از این امت را دارد و اگر امام عصر(عج) ایشان را تنها بگذارد و در تصمیم گیری اشتباه كند، جامعه اسلامی آسیب می بینند؛ بنابر این، عنایت خاص امام زمان(عج) را، من پشت سر همه تدبیرهای مقام معظم رهبری می بینم؛ به همین دلیل هم گاهی ایشان به قم می آیند و بر می گردند، بدون این كه كسی متوجه شود، به همین دلیل معتقدم ایشان عالی ترین تدبیر را در حوادث دارند، بعد از امام راحل یكی از ذخایر پرقیمتی كه خداوند برای این امت و برای شرایط این زمان ذخیره كرده است، آیت الله العظمی خامنه ای(حفظه الله) است كه ما وقتی محاسبه می كنیم، اگر قرار بود كه در شرایط حساسی مانند امروز كس دیگری غیر از ایشان، در مقام رهبری باشد، معلوم نبود چه بر سر كشور می آمد. ۲۰غذايي كه دشمن ديابت هستند
1/"سيب": اكثر متخصصان تغذيه توصيه ميكنند حتما در رژيم غذايي خود سيب را بگنجانيد زيرا سيب كالري بسيار پاييني دارد و فيبر آن بسيار بالاست و جلوي گرسنگي را ميگيرد. سيب همچنين دشمن كلسترول بد است و ميزان قندخون را كاهش ميدهد. 2/" آواكات": اين ميوه غني از اسيدهاي چرب مونوي غيراشباع است كه سبب كند شدن هضم و پيشگيري از افزايش قندخون بعد از صرف غذا ميشود. 3/"جو" :ميتوانيد جو را جايگزين برنج سفيد كنيد تا ميزان قندخونتان بعد از صرف غذا حدود 70 درصد كاهش يابد و تا ساعتها ثابت بماند. فيبرهاي حلال جو هضم را كند كرده و سبب جذب تدريجي قند ميشود. 4/"سبزيجات": فيبر حلال تمامي سبزيجات ميتواند قندخون بالا را مهار كند. در ضمن سبزيجات غني از پروتئين هستند و به راحتي ميتوان آنها را جايگزين گوشت قرمز كرد. 5/"گوشت گاو" : ميتوانيد قسمتهاي كم چرب گوشت گاو را انتخاب كنيد و يكچهارم بشقابتان را در هر وعده غذايي به آن اختصاص دهيد. رساندن به اندازه پروتئين به بدن باعث ميشود مدت طولانيتري سير بمانيد و در صورت لاغر شدن حجم بافت ماهيچهايتان كاهش نيابد. در ضمن مصرف پروتئين به افزايش متابوليسم كمك ميكند. 6/"ميوههاي گوشتدار دانهدار ": انواع ميوههاي گوشتي حاوي يك يا چند دانه كه به رنگهاي قرمز يا بنفش موجود است مانند انواع انگور حاوي تركيبي طبيعي به نام آنتوسيانين هستند. محققان ميگويند اين دانههاي رنگي ميتواند سبب كاهش قندخون شده و در عين حال محرك توليد انسولين در بدن باشند. 7/"بروكلي": بروكلي غني از كروم بوده كه در درازمدت نقشي اساسي و مهم براي تنظيم قندخون دارد. 8/"هويج": هويج يكي از منابع طبيعي غني از بتاكاروتن است كه ميتواند خطر ابتلا به ديابت را كاهش داده و قندخون را تنظيم كند. 9/" گوشت مرغ" : گوشت سينه مرغ در مقايسه با ران يا ساير قسمتها چربي كمتري دارد. توصيه ما به شما اين است كه در هر شرايطي به هيچ عنوان پوست مرغ را به خاطر چربي بالايي كه دارد نخوريد. 10/"تخم مرغ ":مطمئن باشيد خوردن يك يا دو عدد تخممرغ در روز كلسترول خونتان را بالا نميبرد و در عوض ساعتها شما را سير نگه ميدارد. 11/" ماهي": يكي از دلايل فوت مبتلايان به ديابت ابتلا به ناراحتيهاي قلبي – عروقي است. مصرف يك يا دو بار ماهي در هفته ميتواند اين احتمال را حداقل 40 درصد كاهش دهد. از سوي ديگر اسيدهاي چرب موجود در ماهي احتمال ابتلا به ديابت، مقاومت در برابر انسولين و التهاب را كه از جمله فاكتورهاي اصلي ابتلا به ناراحتيهاي قلبي – عروقي است كاهش ميدهد. 12/" دانه كتان ": دانههاي كتان غني از پروتئين، فيبر، چربيهاي خوب از نوعي كه در ماهي موجود است و منيزيم است. اين مواد قندخون را تنظيم كرده و به سلولها در جذب انسولين كمك ميكنند. 13/"شير و ماست" : اينها مواد غذايي غني از پروتئين و كلسيم هستند و ميتوانند به كاهش وزن كمك كنند. از سوي ديگر اين مواد مقاومت در برابر انسولين را از بين ميبرند. 14/" گردو": گردو حاوي مقادير بالايي فيبر و پروتئين بوده و سوخت كندي دارد كه به تدريج به قند تبديل ميشود. از سوي ديگر غني از چربيهاي مونوي غيراشباع است كه براي سلامت مفيدند. 15/" دانهها": تمامي انواع دانهها غني از چربيهاي خوب، پروتئين و فيبر هستند كه ميتوانند قندخون را پايين نگه داشته و از ابتلا به ناراحتيهاي قلبي – عروقي پيشگيري كنند. در ضمن اين مواد منبع طبيعي استرول است كه چربي خون را كاهش ميدهد. 16/"جوي دو سر": جوي دوسر حاوي فيبرهاي حلالي است كه در آب محلول بوده و يك خمير را تشكيل ميدهد. مصرف آن باعث ميشود بين آنزيمهاي هضمكننده در معده و مولكولهاي آميدون غذا در يك سد چسبناك به وجود بيايد. در نتيجه دستگاه گوارش مدت طولانيتري غذا را در خود نگه داشته و قندها به تدريج وارد خون ميشوند. 17/"روغن زيتون ": روغن زيتون طلاي مايع ناميده ميشود زيرا حاوي تركيبات ضدالتهابي و قوي است كه محققان آن را با آسپيرين مقايسه ميكنند. افرادي كه رژيم مديترانهاي دارند و روغن زيتون، ميوه و سبزيجات، غلات و گوشت كمچرب ميخورند كمتر به ديابت و ناراحتيهاي قلبي و عروقي دچار ميشوند. هر دوي اين بيماريها در پي التهاب در بدن به وجود ميآيند. برخلاف كره، چربي خوب روغن زيتون سبب افزايش مقاومت بدن در برابر انسولين نشده و حتي اين مقاومت را كاهش ميدهد. روغن زيتون همچنين كندكننده هضم غذا و واردشدن تدريجي قند به خون است. 18/"كره بادام زميني ":تحقيقات اخير نشان داده است مصرف كره بادام زميني ميتواند اشتها را كور كرده و سبب سيري بيشتر فرد در مقايسه با زماني شود كه مواد قندي كم فيبر مصرف ميكند. در ضمن كره بادام زميني غني از چربيهاي مونوي غيراشباع است كه ميتواند قندخون را تنظيم كند. 19/" نان سبوسدار": مصرف زياد نان سفيد ميتواند حساسيت بدن به انسولين را كاهش داده و سبب افزايش قندخون شود در صورتي كه نان سبوسدار دقيقا برعكس عمل ميكند. 20/" سيبزميني شيرين": يك سيبزميني شيرين كه در اجاق كبابي شده 30 درصد كمتر از سيبزميني معمولي قندخون را افزايش ميدهد زيرا حاوي فيبر بالا و ريزمغذيهايي است كه 40 درصد آنها از نوع حلال بوده و سبب كاهش كلسترول و كندي هضم غذا ميشوند. در ضمن سيبزميني شيرين غني از كاروتنوييد و رنگدانههاي زرد و نارنجي است كه به ارگانيسمها اجازه عكسالعمل در برابر انسولين را ميدهد. سيبزميني شيرين همچنين غني از اسيد كوروژنيك است. اين تركيب گياهي طبيعي ميتواند به كاهش مقاومت در برابر انسولين كمك ك
قرن غلبه اسلام بر تئوری لیبرالیسم گناه احمدينژاد اين است كه موضع و ديدگاهش را در سراسر جهان با شفافيت و صلابت و شجاعت بيان ميكند.
توکلی و همراهان . احمد توکلی هم حمایت صریح خود از طرح سوال از رئیس جمهور را اعلام کرده است!!!؟
رئیس جمهور در پاسخ خبر نگار که نظر شما در باره سوال مجلس از رئیس جمهور چیست گفت: من از سوال کردن مجلس استقبال می کنم و مردم را به تشویق مجلس برای سوال از رئیس جمهور دعوت میکنم و تاکید کرد که در صورت طرح سوال فرصت برای مطرح کردن بسیاری از حقایق به وجود میآید. احمد توکلی هم حمایت صریح خود از طرح سوال از رئیس جمهور را اعلام کرده است!!!؟/ توكلي رئیس مرکز پژوهش های مجلس اخیرا در گفتگویی با« همشهری ماه» در همین ارتباط گفته است: «متاسفانه اين مسئله به يك تابو تبديل شده كه گويي سوالكردن از رئيسجمهور خيلي بد است. در حاليكه من معتقدم كه رئيسجمهور بايد ماهي يك بار براي پاسخ به سوالات به مجلس بيايد. ضعف مجلس در اين جاست((به کجا چنین شتابان!! ضعف مجلس در عدم تصویب نظارت بر اعضای مجلس، نیست!!)). البته وقت رئيسجمهور را نبايد براي مسائل جزئي گرفت و فرقي نميكند كه رئيسجمهور چه كسي باشد( دوره پنجم یا هفتم البته آنها از خودمان هستند) ولي حالا شرایط فرق مکند حوادث خيلي مهمي رخ داده( این آقا خارج از صف آمده است) بايد رئيسجمهور در مورد مسائل زيادي پاسخ بدهد. به نظر من سوال از رئيسجمهور مهم است (حتی از تحصیل خارج در زمان جنگ). وي پاسخ ميدهد يا در مواردي در جهت اصلاح اقدام ميكند يا اينكه پاسخ وي قانعكننده است!!!.» این نماینده منتقد برخی سیاست های دولت افزوده است: « اين اصل مترقي قانون اساسي است كه قدرت متكثر ملت كه در مجلس نمود يافته (مجلس مدرسی نه ... )ميتواند قدرت متمركز دولت را كه در رئيسجمهور متجلي شده است (بنی صدری را نه ولایت مدار احمدی نژاد)، مهار كند. اين اصل بسيار مترقي است كه مجلس را بر قوه مجريه تفوق ميبخشد و جلوي ديكتاتوري احتمالي را ميگيرد. من عميقا متاسف هستم كه مجلس وظيفه خود را به درستي انجام نميدهد. (هر کس منیت داشته باشد از حزب الله خارج است) به هرحال شرايط به سمتي سوق پيدا ميكند( كه مجلس به اين وظيفه خود قيام كند طرح نظارت بر خود را تصویب کند و همه باید بدانند که در مقابل کلام خود مسئول اند كه در برابر هر موضع گيري خود بايد پاسخ منطقي ارائه كند.»
توکلی در این گفتگو از موافقت رئیس مجلس و محمدرضا باهنر چهره شاخص دیگر منتقدان دولت با طرح سوال از رئیس جمهور هم خبر داده و گفته است: « من عقيده دارم كه سوال از رئيسجمهور بايد صورت بگيرد (ببین دوران ما فرق میکرد همه چیز از خودمان بود)ولی ... در اين مورد آقاي باهنر و رئيس مجلس نيز اين عقيده را دارند(بلاخره شباهت های ما زیاد است) و بسياري در اين زمينه با ما هم عقيده هستند چون موضوع مهم است كه بايد حركتي انجام شود. تا ما را ببیند با این حال برخی از نمایندگان دیگر مجلس معتقدند در شرایط فعلی نیازی به طرح این گونه مسائل نیست. آنها می گویند طرح این قبیل مسائل وحدت میان نیروها و قوا را خدشه دار می کند و به ضرر منافع کشور است.این فکر به مصالح نظام نزدیکتر است.
بر اساس قانون برای طرح سوال از رئیس جمهور باید حداقل یک چهارم نمایندگان یعنی 73 نماینده طرح مذکور را امضا کنند تا صورت عملی به خود گیرد. اما آیا 74 نماینده مجلس حاضر می شوند در شرایط فعلی امضای خود را زیر طرح سوال از رئیس جمهور بزنند؟ کمک کنید تا حفظ نظام، نه حفظ آبروی ما شود.!! با توجه به تجربه های استیضاح های متعدد و پس گرفتن امضاهای نمایندگان در مراحل آخر انتظار نمی رود طرح سوال از رئیس جمهور در صحن علنی مجلس شانس چندانی برای عملیاتی شدن داشته باشد و این کار ما هم زمین می ماند!!. مگر اینکه چهره های شاخص جریان منتقد دولت به صورت آشکار و شفاف به میدان بیایند ( البته اینجا زمان جنگ احزاب نیست) و سایر همکاران خود را مجاب کنند که طرح شان برای سوال از رئیس جمهور به نفع مجلس و منافع ملی است
چرا
شرایط کنونی مانند جنگ احزاب است؟ هنوز از عمر حکومت پیامبر بیش از پنج سال نگذشته بود که دشمنان از سرعت گسترش دین رسول خدا به وحشت افتادن و شروع به توطئه وتفرقه در صفوف مسلمین کردند. دقیقا هنوز چند صباحی از عمر پر برکت انقلاب اسلامی نگذشته بود که دشمنان انقلاب صفوف خود را متحد کرده و اختلافات خود را کنار گذاشتند وتوطئه شان را علیه انقلاب آغاز نمودند. دراستای پروژه ساقط کردن انقلاب در پی مهره سازی در درون نظام نمودن تا در فرصتی لازم آنان را بکارگیرند در این سیر نوچه پروری کام عوامل خود را به شیرینی دنیا شیرین نمودند هرچه عمر انقلاب گذشت خورشید انقلاب اسلامی پرتو افکنی اش بیشتر ، و گرایش مردم جهان به انقلاب بیشتر می شد همین امر باعث حقد و کینه دشمنان به اسلام وانقلاب می شد.لذا تنها راه مانده برایشان حمله به انقلاب و اسلام بود. وقتی زمزمه تحریم و حمله علیه ملت ایران شروع شد . عاملان آنان در داخل شروع به نق نق ونا امید کردن،و ایجاد جنگ روانی در مردم این انقلاب شکوهمند نمودند گویا هنوز بعضیها رسالت نا امید کردن مردم.تخزیب نظام را بر عهده دارند اما در این میان ملت قهرمان از امتحان الهی سر بلند بیرون آمدند. و دو دلان و منافق صفتان رسوا شدند و از این اتحاد مردم ، خداوند رعب وحشت را در دل دشمنان اسلام وانقلاب قرار داد.به همین خاطر دشمنان اسلام وانقلاب دست دوستی بسوی کشور های منطقه دراز کرد و با آنان رایزنی نمودند که به بهانه های مختلف برای جمهوری اسلامی مشکل درست کنند با وجود این شاخصها رهبر معظم انقلاب با اشاره به صف آرایی فرقههای مختلف «ضداسلامی و ضدحقیقت» در مقابل دین مبین اسلام افزودند: شرایط کنونی مانند جنگ احزاب است و تجلی وحدت و عظمت امت اسلامی در حج، میتواند روحیه جبهه دشمنان اسلام را در هم بشکند. در راستای سخنان رهبر معظم انقلاب تکلیف ما امروز حفظ وحدت در جهان اسلام ،شناخت دشمنان پیدا و پنهان اسلام وانقلاب ،داشتن بصیرت دینی و اسلامی میباشد، تا با حلقه وحدت مسلمین، چون خندق در جنگ احزاب از نفوذ دشمنان در صفوف مسلمانان جلو گیری کنیم و امت واحده بودن را به اثبات برسانیم.به یقین باید بدانیم دشمنان اسلام به هر ترفند قصد ورود در جبهه مسلمین را دارند و حج ابراهیمی نمایش عزت و عظمت، اقتدار و وحدت مسلمانان است که این توطئه را به شکست میکشاند. احمدينژاد: نماز بيولايت بينمازي است
خبرگزاري فارس: رئيس جمهور با بيان اينكه نماز بيولايت بينمازي است، گفت: قربت اليالله هم با ولايت است و نقطه نهايي كمال بشر امام است و امام نقطه برجسته بر خلق و حجت خدا بر خلق است. ![]() به گزارش خبرگزاري فارس از بيرجند، محمود احمدينژاد صبح امروز در ادامه سخنان خود در نوزدهمين اجلاس سراسري نماز اظهار داشت: همه ائمه(ع) مصداق صراط مستقيم هستند، زيرا صراط مستقيم راه وصول به كمال الهي است.
حالتي است كه عواملي چون محيط زيست شرائط آب و هوايي, نوع تغذيه، عوامل جغرافيايي, دماي محيط و نحوه زندگي و نژاد حالتي را از نسلي به نسل ديگر انتقال مي دهد و آن حالت ارثي است اين حالت ها در افراد مختلف متفاوت بوده و بعضي از افراد بدنشان گرايش به حالت اسيدي داشته كه اين حالت را از نظر طب قديم (طبع سرد) مي نامند. و اين طبع تا آخر عمر با شخص بوده و تغييري نمي كند. و اما افرادي كه بدنشان گرايش بسوي بازي (قليايي) دارند به آن دسته از افراد مي گوييم كه از طبع گرمي برخوردارند. و اما طبع معتدل طبعي است ميان سرد و گرم كه در واقع حالت تعادل را دارد و عموما اينگونه افراد نسبت به دو گروه ديگر كم بوده و كمتر دچار انواع بيماري ها مي شوند. يعني pH بدن اينگونه افراد بيشتر حالت تعادل را دارد و براحتي تغيير نمي كند. نتيجه: پس طبع سرد كه ارثي است و افرادي كه داراي چنين طبعي هستند اگر در مورد غذاي مصرفي روزانه خود دقيق نباشند بيشتر در معرض بيماري ( MS ) قرار مي گيرند. زيرا مواد غذايي هم مثل انسان داراي طبايع مختلف بوده و بايد مورد مطالعه و بررسي قرار گيرد تا طبع مواد غذايي مشخص شود در غير اين صورت افراد دچار انواع بيماري ها خواهند شد. بعنوان مثال: آيا تاكنون انديشيده ايد كه فرق ماست با ترشي و خرما چيست؟ هر كدام چه اثرات مفيد يا مخربي را در مغز و ساير اندام هاي بدن ايجاد مي كنند يا خير؟ بدن انسان هم از اندام هاي مختلفي تشكيل شده و هر كدام داراي طبع مختلفي هستند كه مختصري به آن مي پردازيم. جالب توجه اين كه بدن انسان از اندام هاي مختلفي تشكيل شده است مانند: مغز, كليه ها, كبد, استخوان ، سيستم گوارش و امثالهم... از نظر طب قديم هر كدام از اين اندام ها داراي طبع خاصي بوده كه بايد مورد شناسايي قرار گيرد, تا اشخاص در نوع غذاي مصرفي خود دقت بيشتري را مبذول دارند. بعنوان مثال سيستم مغز و اعصاب (اعصاب مركزي) از طبع سردي برخوردار است يعني اين اندام گرايش بحالت ا سيدي دارد و اگر افراد از غذاهاي سردي بخش (اسيدي) مرتب استفاده نمايند اين عضو حساس را دچار اختلال و بيماري خواهند نمود از جمله ( MS ), براي درك بيشتر اين مطلب ناچاراً اصطلاح (pH ) را بايد توضيح دهم تا مسائل براي شما عزيزان روشن تر شود و علت بيماري خود را بدانيد و با رعايت مسائل بيان شده خود را از اين حالت نجات دهيد. انشاء اللههو الشافي درمان با گياهان دارويي (بر اساس طب سنتي) عرضه كننده داروهاي مفرده و تركيبي
شماره تماس:09123209813 |